• امروز : دوشنبه, ۱۹ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 10 August - 2026
کل 24186 امروز 0

بایگانی‌های فرهنگی - صفحه 8 از 124 - پایگاه خبری همبستگی ملی

۱۴مرداد
البرز؛ تلاقی ۹ هزار سال تاریخ، طبیعت بکر و فرهنگ ایرانی
زینالی:

البرز؛ تلاقی ۹ هزار سال تاریخ، طبیعت بکر و فرهنگ ایرانی

مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی البرز با اشاره به ظرفیت‌های گسترده تاریخی، طبیعی و فرهنگی این استان گفت: البرز مجموعه‌ای کم‌نظیر از میراث تمدنی ایران است که از تپه ازبکی با پیشینه ۹ هزار ساله تا جاده چالوس، روستاهای تاریخی، بناهای معماری اسلامی و جاذبه‌های طبیعی، تصویری متفاوت از یک مقصد گردشگری چهار فصل را ارائه می‌دهد.

۱۴دی
عرضه بیش از ۲۷۰۰ محصول ایرانی در دهمین جشنواره ملی اسباب‌بازی
 لیلا بابایی

عرضه بیش از ۲۷۰۰ محصول ایرانی در دهمین جشنواره ملی اسباب‌بازی

دبیر دهمین جشنواره ملی اسباب‌بازی برقراری ارتباط موثر میان طراحان، تولیدکنندگان، سرمایه‌گذاران، پژوهشگران و فعالان این حوزه را از مهم‌ترین اهداف این رویداد عنوان کرد. به گزارش پایگاه خبر یهمبستگی ملی :  لیلا بابایی دبیر دهمین جشنواره ملی اسباب‌بازی گفت: دهمین جشنواره ملی اسباب‌بازی در سال ۱۴۰۴ با شعار «بازی حالِ خوش زندگی» و در […]

۱۴دی
اسطوره‌سازی بزرگ‌ترین ظلم به حاج قاسم
زهرا اسکندری

اسطوره‌سازی بزرگ‌ترین ظلم به حاج قاسم

یک نویسنده با بیان اینکه سردار سلیمانی نحوه مواجه‌اش با مسائل نظامی هم حتی فرهنگی بود، گفت: او برای خانواده اشرار نیز ارزش قائل بود و به انان حق زندگی و تحت سرپرستی خودش قرار می‌داد. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی : زهرا اسکندری: رمان «لانه کرکس» نوشته بهزاد دانشگر، اثری داستانی-تاریخی است که به […]

۰۹دی
امروز یا نوه‌داری می‌کنم یا در میان هزاران کتاب نخوانده‌ام می‌گردم
نصرالله حدادی،

امروز یا نوه‌داری می‌کنم یا در میان هزاران کتاب نخوانده‌ام می‌گردم

اخیراً متوجه شدم حدود دو تا سه هزار جلد کتاب نخوانده دارم. البته عذرخواهی می‌کنم، کتابخانه که چه عرض کنم، کتاب‌ها را حتی به پشت‌بام هم برده‌ایم! به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی ، نصرالله حدادی، جامعه شناس، پژوهشگر و تهران‌شناس ایرانی، در سوم بهمن ۱۳۳۳ در تهران متولد شد. او به‌عنوان ناشر، نویسنده و […]

۰۹دی
کشف سفال‌نوشته‌های دوره ایلخانی در البرز
معاون میراث فرهنگی استان خبر داد

کشف سفال‌نوشته‌های دوره ایلخانی در البرز

 معاون میراث فرهنگی اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی البرز گفت: برای نخستین بار در این استان، نمونه‌ای منحصر به فرد از سفال‌نوشته‌های تاریخی مربوط به دوره ایلخانی شناسایی شد؛ کشفی که می‌تواند بخش مهمی از تاریخ و فرهنگ این منطقه را روشن‌تر کند. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی :شهباز محمودی با اشاره […]

۰۹دی
یا هوش مصنوعی را می‌فهمید یا از میدان ارتباطات حذف می‌شوید
شکری خانقاه مطرح کرد

یا هوش مصنوعی را می‌فهمید یا از میدان ارتباطات حذف می‌شوید

حمید شکری‌خانقاه با ترسیم تصویری هشداردهنده از آینده روابط‌عمومی‌ها اظهار کرد: شتاب فزاینده فناوری‌های دیجیتال و ورود گسترده هوش مصنوعی، روابط‌عمومی را وارد مرحله‌ای کرده که در آن ماندن یا حذف شدن به یک انتخاب واقعی تبدیل شده است. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی  :حمید شکری خانقاه ـ کارشناس ارتباطات راهبردی و رسانه ـ […]

۰۹دی
پرسش‌هایی درباره حریم کاخ گلستان و اودلاجان و تونل بازار تهران
مدیرکل ثبت وزارت میراث فرهنگی پاسخ داد:

پرسش‌هایی درباره حریم کاخ گلستان و اودلاجان و تونل بازار تهران

مدیرکل ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث‌ فرهنگی با تأکید بر اینکه حریم کاخ گلستان سال‌ها پیش به‌طور رسمی ابلاغ شده، درباره وضعیت نگران‌کننده اودلاجان، بلندمرتبه‌سازی در بافت ثبتی، تخریب بناهای تاریخی و حفاری‌های غیرمجاز در بازار تهران، تأکید کرد: هرگونه مداخله در این محدوده‌ها باید صرفاً با استعلام […]

۰۸دی
توسعه گردشگری البرز نیازمند نگاه تخصصی و پرهیز از اقدامات مقطعی است

توسعه گردشگری البرز نیازمند نگاه تخصصی و پرهیز از اقدامات مقطعی است

مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان البرز گفت: توسعه گردشگری در البرز بدون استقرار مدیریت منسجم، برنامه‌ریزی هدفمند و بهره‌گیری از ظرفیت‌های تخصصی امکان‌پذیر نیست و تحقق اهداف این حوزه مستلزم هماهنگی ساختاری و پرهیز از نگاه‌های مقطعی و جزیره‌ای است. به گزارش  پایگاه خبری همبستگی ملی :  نادر زینالی، در مراسم معارفه سرپرست جدید […]

۰۸دی
او خود را پیش از مهاجر بودن، فرزند انقلاب می‌دانست او خود را پیش از مهاجر بودن، فرزند انقلاب می‌دانست یک نویسنده گفت: شهید محمدجعفرحسینی خودش را پیش از اینکه یک مهاجر افغانستانی بداند، فرزند انقلاب و از نیروهای انقلاب اسلامی می‌دانست.  خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ۷دی ماه سالروز شهادت یکی دیگر از مدافعان حریم اهل بیت(ع) است. شهیدی از تیپ فاطمیون، از جنس مردمانی که دهه‌هاست طعم تلخ جنگ داخلی و خارجی را چشیده‌اند و جبر زمان باعث هجرتشان شده است، اما اینبار پای عقیده و زیر پرچم متحد مقاومت اسلامی و تحت نام لشکر فاطمیون افغانستان، چنان دلاوری‌هایی کردند که تا تاریخ تاریخ است نامشان درخشان خواهد بود.  شهید محمدجعفرحسینی را با کنیه ابو زینب می‌شناختند. در منطقه بوکمال سوریه بود که تنش مهمان ۲۰۰ترکش شد. مهمان ناخوانده‌ای که دوسال به همراه او بود و با این جراحت ناشی از جنگ زندگی کرد تا بالاخره به آرزوی دیرینه و به دوستان شهیدش پیوست.  کتاب«راه سَفید» زندگی و سیره این شهید را از زبان همسرش به قلم فاطمه سادات‌کیایی را روایت می‌کند. این اثر با تمرکز بر زندگی خانوادگی، حضور در جبهه نبرد و پیامدهای مجروحیت، تصویری مستند از مسیر زندگی این رزمنده ارائه می‌دهد.  به بهانه سالروز شهادت محمدجعفرحسینی با نویسنده کتاب«راه سَفید» به گفت‌وگو پرداختیم تا زندگی و سیره شخصیتی شهید را اینبار از نگاه نویسنده روایت کنیم.  شهید حسینی از اولین نفراتی بود که قبل از رسمی شدن لشکر فاطمیون به سوریه رفت. به نظر شما چه انگیزه‌های استراتژیک و اعتقادی باعث شد او این مسیر را پیش از تشکیل نیروهای رسمی انتخاب کند؟  در ابتدا باید نکاتی را درباره شهید مطرح کنم. شهید حسینی قبل از شروع جنگ سوریه در صحنه‌های دیگری از مبارزات حضور داشتند که مسئله بی‌مرزی جبهه حق و اسلام را از نظر این شهید ثابت می‌کند. یکی از این دوره‌های مبارزاتی به بحث اتفاقات سال ۸۸ و اغتشاشات پیش‌ آمده بازمی‌گردد که در آن سال به عنوان یک انسان دغدغه‌مند که مواضع انقلاب اسلامی را در خطر می‌دید در صحنه حضور پیدا می‌کند.  می‌توان گفت ذاتاً این شهید انقلابی یا به اصطلاح خودمان یک بچه بسیجی بودند که در هر کجا احساس می‌کردند انقلاب اسلامی، دین، مقام معظم رهبری و غیره در خطر هستند و نیاز به حضور او در عرصه میدان است دریغ نمی‌کردند.  بحث دیگر این است که در حالت کلی باید بررسی کنیم که دلیل اصلی مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران چی بوده است. آن‌ها ایران را پایگاه خودشان می‌دیدند و فراتر از مرزهای جغرافیایی، به واسطه آن پیوندهای عمیق فرهنگی و به خصوص اینکه ایران یک کشور شیعه با حاکمیت اسلامی و به رهبری امام خمینی(ره) بوده است باعث شده تا به ایران مهاجرت کنند.  این انگاره‌های ذهنی و تربیت شهید حسینی باعث شد تا به یک جوان انقلابی متدین تبدیل شود. همین نگاه باعث شد تا بعدها هم در نبرد سوریه شرکت کند و در همان سال‌های اوایل جنگ سوریه بود که به واسطه دوستانی ایرانی که داشتند با یک شرایط خیلی خاصی در سوریه حاضر شوند. بعد از اینکه متوجه تشکیل تیپ فاطمیون شدند به این گروه پیوستند.  در کتاب تاکید شده است که شهید حسینی رهبر انقلاب را فراتر از یک رهبر ایرانی می‌دانست. چگونه این نگاه اعتقادی در تصمیمات راهبردی و عملیاتی او نمود پیدا می‌کرد؟  شهید محمدجعفر حسینی هرکجا که احساس می‌کرد که انقلاب اسلامی، اسلام، تشیع و باورها و ارزش‌هایش در خطر است پا به میدان می‌گذاشت. اقدامات او در سال ۸۸ و بحث جنگ سوریه و حتی مدت کوتاه حیات او بعد از جنگ این را ثابت می‌کند. حتی او بعد از جنگ و جانبازی احساس کرد که نیاز به کار فرهنگی در بین جامعه افغانستانی و جامعه مهاجر وجود دارد و در این عرصه هم حاضر شدند و اقداماتی انجام دادند.  علاقه شدیدی به مقام معظم رهبری داشتند و همیشه این مسئله در ذهنشان بود که افغانستان اگر همچنان با یکسری از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند و یک حکومت مرکزی واحد ندارد به دلیل نبود یک رهبر با تدبیر همچون حضرت آقا است. به همین دلیل به حضرت آقا خیلی علاقه‌مند بودند و ارادت قلبی داشتند. مثل همه ما که در ایران زندگی می‌کنیم و اتفاقات پیرامون را مشاهده می‌کنیم و لزوم وجود رهبری را بیشتر از قبل درک می‌کنیم. شاید به واسطه تجربه مهاجرت و مشکلات کشورشان این مسائل را بهتر درک کرده‌اند.  آیا می‌توان گفت نگاه شهید به ولایت فقیه، علاوه بر انگیزه فردی، نقش راهبردی در ارتباط با نیروهای فاطمیون و سیاست‌های منطقه‌ای داشت؟  همه مهاجرانی که از افغانستان به ایران آمدند و بخش زیادی از آن‌ها از شیعیانی بودند که در کشور خودشان تحت ظلم و ستم و فقر بودند، ایران را یک پناهی می‌دیدند برای خودشان که به این کشور مهاجرت کردند.  در واقع ارزش‌های انقلاب اسلامی را ارزش‌های خودشان می‌دیدند و همین باعث شد که خودشان را در تحت لوای جمهوری اسلامی ببینند و در هرکجا که جمهوری اسلامی به خاطر اتفاقات حضور پیدا کرد آن‌ها نیز خودشان را حاضر و آماده دیدند.  همچنین حضور گسترده‌ای در اتفاقات منطقه داشتند، علاوه بر این نه تنها در منطقه بلکه حدود ۲۰۰۰شهید افغانستانی در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ما نیز حضور داشتند. این مسئله نشان از توجه و اهمیت آن‌ها به ولایت فقیه است که به طبع خودِ شهید حسینی نیز بر این مسائل کاملا واقف بودند. همچنین گروه‌هایی که به سوریه رفته بودند، می‌دانستند که نقش ایران چیست و سوریه در چه وضعیت وجایگاهی قرار دارد و یک نیاز اساسی است که باید از آن دفاع شود و به همین دلیل در آن برهه زمانی کاری که لازم بود انجام بدهند را انجام دادند.  شهید محمدجعفر حسینی، با وجود اصالت افغانستانی، در مقاطع حساس دفاع از حرم نقش فعال داشت. به نظر شما چه عوامل فرهنگی، دینی یا اجتماعی باعث شد او چنین انتخابی کند و چگونه این ویژگی‌ها در کتاب «راه سفید» بازتاب یافته است؟  نه تنها در بحث دفاع از حرم بلکه در هرکجایی که شهید حسینی، اسلام و انقلاب را در خطر می‌دید وارد میدان می‌شد. در واقع تمام افغانستانی‌ها و نیروهای ما که به عنوان مدافعان حرم شناخته می‌شوند نه فقط برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) بلکه با یک هدف والاتری برای دفاع از اسلام، دفاع از مظلومینی که آن زمان به دست داعش گرفتار شده بودند وارد این میدان شدند.  عوامل متعددی وجود داشت که شهید حسینی را به این راه هدایت کرد. شاید بتوان گفت دوستی‌اش با دوستان انقلابی یا حتی حضورش در بسیج و پایگاه بسیج و شرکت در هیئت‌ها بر روی شخصیت و بینش شهید بسیار تاثیرگذار بود. ورود او به این محافل و تربیت فرهنگی که در این جمع‌ها پیدا کرد باعث شد تا از شهید حسینی یک شخصیت فرهنگی فعال و آتش به اختیاری که در صحنه‌های مختلف حضور دارد بسازد.  چه بخش‌هایی از شخصیت و زندگی شهید در کتاب می‌تواند نمونه‌ای از نقش فردی در ترویج فرهنگ مقاومت و دفاع از ارزش‌ها در جامعه باشد؟  ما سعی کردیم که در کتاب به این موضوعات اشاره کنیم. یعنی هم بُعد شخصیت فرهنگی شهید و کارهای فرهنگی‌ که انجام داده بود را نشان دهیم ، هم به بُعد دیگری که یک مهاجر دغدغه‌ها، مسائل و مشکلاتی که در ایران دارد اشاره کنیم و نیز بینشی که در خصوص مسائل مختلف دارد را به عنوان یک مسلمان مهاجر بهش بپردازیم. و شکل گیری شخصیتش را هم به نوعی بهش پرداختیم که او بسیار انسان فعال در زمینه بسیج و هیئت بوده است و خوب همه این موارد بر روی شخصیت او تاثیر گذاشته است.  چه عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان و ایران باعث شد شهید حسینی مسیر دفاع از حرم را پیش از تشکیل رسمی لشکر فاطمیون انتخاب کند؟  او با همه کمبودها، دغدغه‌ها، مسائل و مشکلاتی که با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد و خب قاعدتاً از یک فرد ایرانی خیلی بیشتر بود و مسائل مربوط به مهاجران را هم به دوش می‌کشید اما با این وجود هیچ وقت در جایی که لازم بود حضور داشته باشه و در صحنه‌ای که لازم بود به میدان بیاد، از زیر کار شانه خالی نمی‌کرد و در مقاطع مختلف حضور داشت.  این موضوع که درحال حاضر کجا به من نیاز دارد و من در همانجا باید باشم یه مسئله‌ای بود که به نظرم شهید حسینی خیلی به آن اهتمام داشت. اینکه در جبهه فرهنگی یا جبهه نظامی یا حتی به عنوان مدافع انقلاب اسلامی لازم بود که در میدان باشد و به عنوان یک سرباز خودش را نشان بدهد در همه جا حضور پیدا می‌کرد. فارغ از اینکه بگوید من ایرانی یا مهاجر هستم فقط به اسلام و انقلاب اسلامی توجه می‌کرد.  چگونه روحیه همبستگی و تعامل شهید با سایر رزمندگان فاطمیون، حتی با کسانی که ملیت ایرانی داشتند، در موفقیت مأموریت‌ها اثرگذار بود؟  شهید حسینی خیلی خوش صحبت بودند و تعاملات اجتماعی خیلی داشتند. همچنین به زبان انگلیسی تسلط داشتند و به خوبی ارتباط می‌گرفتند و همه این موارد باعث شده بود که ارتباطات خیلی خوبی با نیروهای ایرانی و نیروهای مهاجر افغانستانی داشته باشند. و یکی از دلایلی که باعث شد این شهید زودتر از باقی فاطمیون به سوریه برود به واسطه همین تعاملات خوبی بود که با دیگران داشتند.  کتاب «راه سفید» چه جزئیاتی از همکاری شهید با فرماندهان ایرانی و سایر نیروهای مقاومت ارائه می‌دهد که می‌تواند به فهم ساختار نیروهای فاطمیون کمک کند؟  از آنجایی که «راه سَفید» در واقع یک روایت لطیف است و از نگاه همسر او روایت می‌شود کمتر به آن مناسبات نظامی و ساختار فاطمیون پرداخته شده است. اما یک نکته خیلی بارز در متن کتاب وجود دارد و آن ارتباط قلبی نیروهایی است که در آن مقطع در سوریه می‌جنگیدند و با فرماندهان و با نیروهای دیگر بودند.  چه آن فرمانده حاج قاسم بود و چه حالا فرمانده خود تیپ فاطمیون ابوحامد بود که در کتاب هم ذکر می‌شود که وقتی ابوحامد شهید می‌شود، شهید حسینی از این موضوع بسیار ناراحت بودند به قدری که لازم دیدند در تشییع جنازه شهید حتی خانواده‌اش را ببرد و به این صورت ارادت قلبی‌اش را به ابوحامد نشان بدهد. در مورد ساختار فاطمیون در کتاب صحبت نشده است به دلیل اینکه ما چندان با همرزمان شهید هم صحبت نکردیم و در کتاب نیز این موضوع ذکر نشده است.  در کتاب «راه سفید»، همسر شهید محمدجعفر حسینی به بازگویی زندگی مشترکشان پرداخته است. به نظر شما، چه ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شهید از زبان همسر ایشان بیش از همه برجسته شده و می‌تواند تصویر واقعی و تحلیلی از شخصیت او ارائه دهد؟  در کتاب بیشتر سعی شد تا یک زندگی واقعی به تصویر کشیده شود.نه آنقدر عاشقانه که از زندگی معمولی آدم‌ها به دور باشد و نه آنقدر تلخ که فقط تلخی‌ها و غم‌ها را برجسته کرده باشیم. در واقع تصویر واقعی از شهید با همه کمبودها، کاستی‌ها و خوب و بدی‌هایش که در کتاب آمده است و در آخر راهی را انتخاب کرد که او را به مقصد شهادت رساند و تمام آن صبوری‌ها و همدلی‌ها در کتاب آورده شده است. به هر حال این مسیر را هر دوی آن‌ها انتخاب کردند و فقط انتخاب شهید حسینی نبود و لازمه حرکت در این مسیر این است که یه همراه وجود داشته باشد و چه بهتر که آن فرد همسر آدم باشد.  از نظر شما به عنوان نویسنده کتاب «راه سفید»، کدام ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شهید محمدجعفر حسینی بیش از همه برجسته بوده و هنگام نگارش کتاب بیشترین تأثیر را بر روایت و شخصیت‌پردازی او گذاشته است؟  ابعاد مختلف شخصیتی شهید حسینی که در مقاطع مختلف دست به اقدامات مختلفی زده است برای من خیلی قابل توجه بود. او خودش را پیش از اینکه یک مهاجر بداند فرزند انقلاب و از نیروهای انقلاب اسلامی می‌دانست. در واقع این اشخاص پرورده انقلاب هستند. امثال شهید حسینی و امثال شهدای دیگری که ما در دفاع از حرم داده‌ایم مانند شهدای پاکستانی که در ایران بودند و شهدای ملیت‌های مختلف همه از فرزندان انقلاب اسلامی بودند و با تفکر انقلاب اسلامی رشد کرده بودند.  اینکه ما ببینیم ما در کجای این مسیر زندگی و این دنیای پرتلاطم چه مسئولیتی بر دوشمان است و چطور باید عمل کنیم همان چیزی است که به نظر من کتاب از زبان شهید حسینی برای ما بازگو می‌کند.
زهرا اسکندری

او خود را پیش از مهاجر بودن، فرزند انقلاب می‌دانست او خود را پیش از مهاجر بودن، فرزند انقلاب می‌دانست یک نویسنده گفت: شهید محمدجعفرحسینی خودش را پیش از اینکه یک مهاجر افغانستانی بداند، فرزند انقلاب و از نیروهای انقلاب اسلامی می‌دانست. خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ۷دی ماه سالروز شهادت یکی دیگر از مدافعان حریم اهل بیت(ع) است. شهیدی از تیپ فاطمیون، از جنس مردمانی که دهه‌هاست طعم تلخ جنگ داخلی و خارجی را چشیده‌اند و جبر زمان باعث هجرتشان شده است، اما اینبار پای عقیده و زیر پرچم متحد مقاومت اسلامی و تحت نام لشکر فاطمیون افغانستان، چنان دلاوری‌هایی کردند که تا تاریخ تاریخ است نامشان درخشان خواهد بود. شهید محمدجعفرحسینی را با کنیه ابو زینب می‌شناختند. در منطقه بوکمال سوریه بود که تنش مهمان ۲۰۰ترکش شد. مهمان ناخوانده‌ای که دوسال به همراه او بود و با این جراحت ناشی از جنگ زندگی کرد تا بالاخره به آرزوی دیرینه و به دوستان شهیدش پیوست. کتاب«راه سَفید» زندگی و سیره این شهید را از زبان همسرش به قلم فاطمه سادات‌کیایی را روایت می‌کند. این اثر با تمرکز بر زندگی خانوادگی، حضور در جبهه نبرد و پیامدهای مجروحیت، تصویری مستند از مسیر زندگی این رزمنده ارائه می‌دهد. به بهانه سالروز شهادت محمدجعفرحسینی با نویسنده کتاب«راه سَفید» به گفت‌وگو پرداختیم تا زندگی و سیره شخصیتی شهید را اینبار از نگاه نویسنده روایت کنیم. شهید حسینی از اولین نفراتی بود که قبل از رسمی شدن لشکر فاطمیون به سوریه رفت. به نظر شما چه انگیزه‌های استراتژیک و اعتقادی باعث شد او این مسیر را پیش از تشکیل نیروهای رسمی انتخاب کند؟ در ابتدا باید نکاتی را درباره شهید مطرح کنم. شهید حسینی قبل از شروع جنگ سوریه در صحنه‌های دیگری از مبارزات حضور داشتند که مسئله بی‌مرزی جبهه حق و اسلام را از نظر این شهید ثابت می‌کند. یکی از این دوره‌های مبارزاتی به بحث اتفاقات سال ۸۸ و اغتشاشات پیش‌ آمده بازمی‌گردد که در آن سال به عنوان یک انسان دغدغه‌مند که مواضع انقلاب اسلامی را در خطر می‌دید در صحنه حضور پیدا می‌کند. می‌توان گفت ذاتاً این شهید انقلابی یا به اصطلاح خودمان یک بچه بسیجی بودند که در هر کجا احساس می‌کردند انقلاب اسلامی، دین، مقام معظم رهبری و غیره در خطر هستند و نیاز به حضور او در عرصه میدان است دریغ نمی‌کردند. بحث دیگر این است که در حالت کلی باید بررسی کنیم که دلیل اصلی مهاجرت افغانستانی‌ها به ایران چی بوده است. آن‌ها ایران را پایگاه خودشان می‌دیدند و فراتر از مرزهای جغرافیایی، به واسطه آن پیوندهای عمیق فرهنگی و به خصوص اینکه ایران یک کشور شیعه با حاکمیت اسلامی و به رهبری امام خمینی(ره) بوده است باعث شده تا به ایران مهاجرت کنند. این انگاره‌های ذهنی و تربیت شهید حسینی باعث شد تا به یک جوان انقلابی متدین تبدیل شود. همین نگاه باعث شد تا بعدها هم در نبرد سوریه شرکت کند و در همان سال‌های اوایل جنگ سوریه بود که به واسطه دوستانی ایرانی که داشتند با یک شرایط خیلی خاصی در سوریه حاضر شوند. بعد از اینکه متوجه تشکیل تیپ فاطمیون شدند به این گروه پیوستند. در کتاب تاکید شده است که شهید حسینی رهبر انقلاب را فراتر از یک رهبر ایرانی می‌دانست. چگونه این نگاه اعتقادی در تصمیمات راهبردی و عملیاتی او نمود پیدا می‌کرد؟ شهید محمدجعفر حسینی هرکجا که احساس می‌کرد که انقلاب اسلامی، اسلام، تشیع و باورها و ارزش‌هایش در خطر است پا به میدان می‌گذاشت. اقدامات او در سال ۸۸ و بحث جنگ سوریه و حتی مدت کوتاه حیات او بعد از جنگ این را ثابت می‌کند. حتی او بعد از جنگ و جانبازی احساس کرد که نیاز به کار فرهنگی در بین جامعه افغانستانی و جامعه مهاجر وجود دارد و در این عرصه هم حاضر شدند و اقداماتی انجام دادند. علاقه شدیدی به مقام معظم رهبری داشتند و همیشه این مسئله در ذهنشان بود که افغانستان اگر همچنان با یکسری از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند و یک حکومت مرکزی واحد ندارد به دلیل نبود یک رهبر با تدبیر همچون حضرت آقا است. به همین دلیل به حضرت آقا خیلی علاقه‌مند بودند و ارادت قلبی داشتند. مثل همه ما که در ایران زندگی می‌کنیم و اتفاقات پیرامون را مشاهده می‌کنیم و لزوم وجود رهبری را بیشتر از قبل درک می‌کنیم. شاید به واسطه تجربه مهاجرت و مشکلات کشورشان این مسائل را بهتر درک کرده‌اند. آیا می‌توان گفت نگاه شهید به ولایت فقیه، علاوه بر انگیزه فردی، نقش راهبردی در ارتباط با نیروهای فاطمیون و سیاست‌های منطقه‌ای داشت؟ همه مهاجرانی که از افغانستان به ایران آمدند و بخش زیادی از آن‌ها از شیعیانی بودند که در کشور خودشان تحت ظلم و ستم و فقر بودند، ایران را یک پناهی می‌دیدند برای خودشان که به این کشور مهاجرت کردند. در واقع ارزش‌های انقلاب اسلامی را ارزش‌های خودشان می‌دیدند و همین باعث شد که خودشان را در تحت لوای جمهوری اسلامی ببینند و در هرکجا که جمهوری اسلامی به خاطر اتفاقات حضور پیدا کرد آن‌ها نیز خودشان را حاضر و آماده دیدند. همچنین حضور گسترده‌ای در اتفاقات منطقه داشتند، علاوه بر این نه تنها در منطقه بلکه حدود ۲۰۰۰شهید افغانستانی در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ما نیز حضور داشتند. این مسئله نشان از توجه و اهمیت آن‌ها به ولایت فقیه است که به طبع خودِ شهید حسینی نیز بر این مسائل کاملا واقف بودند. همچنین گروه‌هایی که به سوریه رفته بودند، می‌دانستند که نقش ایران چیست و سوریه در چه وضعیت وجایگاهی قرار دارد و یک نیاز اساسی است که باید از آن دفاع شود و به همین دلیل در آن برهه زمانی کاری که لازم بود انجام بدهند را انجام دادند. شهید محمدجعفر حسینی، با وجود اصالت افغانستانی، در مقاطع حساس دفاع از حرم نقش فعال داشت. به نظر شما چه عوامل فرهنگی، دینی یا اجتماعی باعث شد او چنین انتخابی کند و چگونه این ویژگی‌ها در کتاب «راه سفید» بازتاب یافته است؟ نه تنها در بحث دفاع از حرم بلکه در هرکجایی که شهید حسینی، اسلام و انقلاب را در خطر می‌دید وارد میدان می‌شد. در واقع تمام افغانستانی‌ها و نیروهای ما که به عنوان مدافعان حرم شناخته می‌شوند نه فقط برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) بلکه با یک هدف والاتری برای دفاع از اسلام، دفاع از مظلومینی که آن زمان به دست داعش گرفتار شده بودند وارد این میدان شدند. عوامل متعددی وجود داشت که شهید حسینی را به این راه هدایت کرد. شاید بتوان گفت دوستی‌اش با دوستان انقلابی یا حتی حضورش در بسیج و پایگاه بسیج و شرکت در هیئت‌ها بر روی شخصیت و بینش شهید بسیار تاثیرگذار بود. ورود او به این محافل و تربیت فرهنگی که در این جمع‌ها پیدا کرد باعث شد تا از شهید حسینی یک شخصیت فرهنگی فعال و آتش به اختیاری که در صحنه‌های مختلف حضور دارد بسازد. چه بخش‌هایی از شخصیت و زندگی شهید در کتاب می‌تواند نمونه‌ای از نقش فردی در ترویج فرهنگ مقاومت و دفاع از ارزش‌ها در جامعه باشد؟ ما سعی کردیم که در کتاب به این موضوعات اشاره کنیم. یعنی هم بُعد شخصیت فرهنگی شهید و کارهای فرهنگی‌ که انجام داده بود را نشان دهیم ، هم به بُعد دیگری که یک مهاجر دغدغه‌ها، مسائل و مشکلاتی که در ایران دارد اشاره کنیم و نیز بینشی که در خصوص مسائل مختلف دارد را به عنوان یک مسلمان مهاجر بهش بپردازیم. و شکل گیری شخصیتش را هم به نوعی بهش پرداختیم که او بسیار انسان فعال در زمینه بسیج و هیئت بوده است و خوب همه این موارد بر روی شخصیت او تاثیر گذاشته است. چه عوامل اجتماعی و فرهنگی در افغانستان و ایران باعث شد شهید حسینی مسیر دفاع از حرم را پیش از تشکیل رسمی لشکر فاطمیون انتخاب کند؟ او با همه کمبودها، دغدغه‌ها، مسائل و مشکلاتی که با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کرد و خب قاعدتاً از یک فرد ایرانی خیلی بیشتر بود و مسائل مربوط به مهاجران را هم به دوش می‌کشید اما با این وجود هیچ وقت در جایی که لازم بود حضور داشته باشه و در صحنه‌ای که لازم بود به میدان بیاد، از زیر کار شانه خالی نمی‌کرد و در مقاطع مختلف حضور داشت. این موضوع که درحال حاضر کجا به من نیاز دارد و من در همانجا باید باشم یه مسئله‌ای بود که به نظرم شهید حسینی خیلی به آن اهتمام داشت. اینکه در جبهه فرهنگی یا جبهه نظامی یا حتی به عنوان مدافع انقلاب اسلامی لازم بود که در میدان باشد و به عنوان یک سرباز خودش را نشان بدهد در همه جا حضور پیدا می‌کرد. فارغ از اینکه بگوید من ایرانی یا مهاجر هستم فقط به اسلام و انقلاب اسلامی توجه می‌کرد. چگونه روحیه همبستگی و تعامل شهید با سایر رزمندگان فاطمیون، حتی با کسانی که ملیت ایرانی داشتند، در موفقیت مأموریت‌ها اثرگذار بود؟ شهید حسینی خیلی خوش صحبت بودند و تعاملات اجتماعی خیلی داشتند. همچنین به زبان انگلیسی تسلط داشتند و به خوبی ارتباط می‌گرفتند و همه این موارد باعث شده بود که ارتباطات خیلی خوبی با نیروهای ایرانی و نیروهای مهاجر افغانستانی داشته باشند. و یکی از دلایلی که باعث شد این شهید زودتر از باقی فاطمیون به سوریه برود به واسطه همین تعاملات خوبی بود که با دیگران داشتند. کتاب «راه سفید» چه جزئیاتی از همکاری شهید با فرماندهان ایرانی و سایر نیروهای مقاومت ارائه می‌دهد که می‌تواند به فهم ساختار نیروهای فاطمیون کمک کند؟ از آنجایی که «راه سَفید» در واقع یک روایت لطیف است و از نگاه همسر او روایت می‌شود کمتر به آن مناسبات نظامی و ساختار فاطمیون پرداخته شده است. اما یک نکته خیلی بارز در متن کتاب وجود دارد و آن ارتباط قلبی نیروهایی است که در آن مقطع در سوریه می‌جنگیدند و با فرماندهان و با نیروهای دیگر بودند. چه آن فرمانده حاج قاسم بود و چه حالا فرمانده خود تیپ فاطمیون ابوحامد بود که در کتاب هم ذکر می‌شود که وقتی ابوحامد شهید می‌شود، شهید حسینی از این موضوع بسیار ناراحت بودند به قدری که لازم دیدند در تشییع جنازه شهید حتی خانواده‌اش را ببرد و به این صورت ارادت قلبی‌اش را به ابوحامد نشان بدهد. در مورد ساختار فاطمیون در کتاب صحبت نشده است به دلیل اینکه ما چندان با همرزمان شهید هم صحبت نکردیم و در کتاب نیز این موضوع ذکر نشده است. در کتاب «راه سفید»، همسر شهید محمدجعفر حسینی به بازگویی زندگی مشترکشان پرداخته است. به نظر شما، چه ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شهید از زبان همسر ایشان بیش از همه برجسته شده و می‌تواند تصویر واقعی و تحلیلی از شخصیت او ارائه دهد؟ در کتاب بیشتر سعی شد تا یک زندگی واقعی به تصویر کشیده شود.نه آنقدر عاشقانه که از زندگی معمولی آدم‌ها به دور باشد و نه آنقدر تلخ که فقط تلخی‌ها و غم‌ها را برجسته کرده باشیم. در واقع تصویر واقعی از شهید با همه کمبودها، کاستی‌ها و خوب و بدی‌هایش که در کتاب آمده است و در آخر راهی را انتخاب کرد که او را به مقصد شهادت رساند و تمام آن صبوری‌ها و همدلی‌ها در کتاب آورده شده است. به هر حال این مسیر را هر دوی آن‌ها انتخاب کردند و فقط انتخاب شهید حسینی نبود و لازمه حرکت در این مسیر این است که یه همراه وجود داشته باشد و چه بهتر که آن فرد همسر آدم باشد. از نظر شما به عنوان نویسنده کتاب «راه سفید»، کدام ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری شهید محمدجعفر حسینی بیش از همه برجسته بوده و هنگام نگارش کتاب بیشترین تأثیر را بر روایت و شخصیت‌پردازی او گذاشته است؟ ابعاد مختلف شخصیتی شهید حسینی که در مقاطع مختلف دست به اقدامات مختلفی زده است برای من خیلی قابل توجه بود. او خودش را پیش از اینکه یک مهاجر بداند فرزند انقلاب و از نیروهای انقلاب اسلامی می‌دانست. در واقع این اشخاص پرورده انقلاب هستند. امثال شهید حسینی و امثال شهدای دیگری که ما در دفاع از حرم داده‌ایم مانند شهدای پاکستانی که در ایران بودند و شهدای ملیت‌های مختلف همه از فرزندان انقلاب اسلامی بودند و با تفکر انقلاب اسلامی رشد کرده بودند. اینکه ما ببینیم ما در کجای این مسیر زندگی و این دنیای پرتلاطم چه مسئولیتی بر دوشمان است و چطور باید عمل کنیم همان چیزی است که به نظر من کتاب از زبان شهید حسینی برای ما بازگو می‌کند.

یک نویسنده گفت: شهید محمدجعفرحسینی خودش را پیش از اینکه یک مهاجر افغانستانی بداند، فرزند انقلاب و از نیروهای انقلاب اسلامی می‌دانست. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی :  زهرا اسکندری ۷دی ماه سالروز شهادت یکی دیگر از مدافعان حریم اهل بیت(ع) است. شهیدی از تیپ فاطمیون، از جنس مردمانی که دهه‌هاست طعم تلخ جنگ داخلی […]

۰۸دی
فروغ صراحت و سادگی را وارد حوزه زبان کرد
  طاهره طهرانی

فروغ صراحت و سادگی را وارد حوزه زبان کرد

یک استاد دانشگاه گفت: اگر فروغ نبود بی‌گمان ادبیات معاصر ما، یکی از پرطنین‌ترین صداهای ماندگار و موثر و صمیمی و صادق و جسور را کم داشت. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی  :  طاهره طهرانی: فرهاد طهماسبی، دکترای زبان و ادبیات فارسی و استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، یکی […]

۰۸دی
کودک و نوجوان، کلید دیپلماسی فرهنگی ایران در جهان امروز
صنعت اسباب‌بازی ایران

کودک و نوجوان، کلید دیپلماسی فرهنگی ایران در جهان امروز

مدیر کارآفرینی مرکز دیپلماسی جوانان ایران نقش حوزه کودک و نوجوان را در دیپلماسی فرهنگی بسیار کلیدی دانست و خاطرنشان کرد: یکی از ضعف‌های ما کم‌توجهی به زیرساخت‌سازی است. به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی : در شرایطی که تصویر ایران در فضای رسانه‌ای بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر روایت‌های ناقص، کلیشه‌ای و […]

ساماندهی
logo-samandehi