به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی:در روزگاری که فضای سیاسی کشور اغلب تحتالشعاع تنشهای روزمره و منازعات جناحی قرار دارد، بیستودومین نشست تخصصی فراکسیون اصلاحطلبان «خانه احزاب استان البرز» با رویکردی متفاوت، شعر و ادبیات را به مثابه بستری برای همگرایی ملی برگزید. این نشست که به مناسبت روز ملی شعر و ادب پارسی و با محوریت بزرگداشت استاد شهریار برگزار شد، فراتر از یک آیین بزرگداشت مرسوم، تلاشی بود برای بازتعریف نسبت میان «زبان مادری» و «هویت ملی» در ایرانِ امروز.
عبور از مرزهای سیاست؛ ادبیات به مثابه میدان گفتوگو
ساختار مرسوم احزاب، همواره با «سیاستورزی قدرتمحور» گره خورده است؛ اما نشست اخیر خانه احزاب البرز با دعوت از اهالی فرهنگ و اندیشه، این کلیشه را به چالش کشید. «خانه احزاب» در این رویداد، کوشید نقشی فراتر از یک تشکل سیاسی ایفا کند و خود را به «خانه گفتوگو و خردورزی» تبدیل نماید. مهندس مهرداد ترابیان، رئیس خانه احزاب البرز، در این نشست بر این ایده تأکید کرد که ادبیات به دلیل ذات کثرتگرا و جهانشمول خود، میتواند بستری برای مواجهه با جهان پیرامون و تمرین مدارا باشد؛ رویکردی که نشان میدهد نهادهای مدنی میتوانند در حوزههای نرم مانند محیط زیست، فرهنگ و آسیبهای اجتماعی، نقشی پیشرو ایفا کنند.

شهریار؛ فراتر از مرزهای زبانی
دکتر فاطمه راکعی، رئیس خانه شاعران ایران، در تبیین جایگاه استاد شهریار، او را نه فقط یک شاعر ملی، بلکه هنرمندی «چندوجهی» خواند. نقطه عطف تحلیلهای او بر ماندگاری مجموعه «حیدربابایه سلام» متمرکز بود؛ اثری که به زعم راکعی، تنها یک منظومه محلی نیست، بلکه آیینه تمامنمای زیستبوم فرهنگی ایران است که توانسته ظرفیتهای یک اثر ادبی تراز جهانی را به رخ بکشد. در واقع، این نشست به این پرسش بنیادین پاسخ داد که چگونه میتوان در عین وفاداری به ریشهها و زبان مادری، در سپهر هویت ملی و ایران فرهنگی نیز حضوری فعال و ماندگار داشت.

آزادی؛ شرط نخستین زایش خلاقیت
یکی از تأملبرانگیزترین بخشهای این نشست، سخنان دکتر سیدمجید جوادیزاویه بود. وی با گریزی به فلسفه اگزیستانسیالیستی سارتر، «آزادی اندیشه» را نه فقط ابزاری برای سیاست، بلکه شرطِ اولیه و حیاتی «خلق اثر ادبی» دانست. او با انتقاد غیرمستقیم از رویکردهای حذفی در مواجهه با تنوع زبانی ایران، تصریح کرد که راز جاودانگی شاعرانی همچون سعدی و شهریار، در «آزادگی» و استقلال روح آنها نهفته است. این نگاه، پیام صریحی برای سیاستگذاران داشت: تنوع زبانی نه تهدیدی برای هویت ملی، بلکه غنایی است که اگر در بستر آزادی و تکثر دیده شود، به انسجامِ ایران فرهنگی میانجامد.

قلبهای تپنده در استانها
در بخش دیگری از این نشست، دکتر فریدون کورهای بر نقش محوری «انجمنهای ادبی» در زنده نگه داشتن جریانهای فرهنگی استانها تأکید کرد. گزارش او از استقبال عمومی از سلسلهنشستهای سعدیخوانی در البرز، نشان میدهد که جامعه مخاطب، تشنهی فضاهایی برای گفتوگوهای عمیق فرهنگی است. در واقع، این انجمنها به مثابه «قلبهای تپنده» استان عمل میکنند و میتوانند خلاء ناشی از ضعف برنامههای فرهنگی رسمی را تا حد زیادی پر کنند.

فرجام سخن
نشست خانه احزاب البرز تنها یک آیین گرامیداشت نبود؛ بلکه تلاشی بود برای بازخوانیِ شهریار به عنوان شاعری که «زبان» را از بند محدودیتهای سیاسی رها کرد و آن را به «پل» تبدیل کرد؛ پلی میان نسلها، جغرافیاها و هویتها.
پیام نهایی این نشست برای جامعه سیاسی ایران روشن است: اگر سیاستمداران به دنبال میدانهای امن برای گفتوگو و کاهش تنشهای اجتماعی هستند، فرهنگ و ادبیات با تمام ظرفیتهای خود، آمادهترین بستر برای چنین همگراییهایی است. در جهانی که هویتها به سمت قطبی شدن میروند، بازگشت به این «زبان مشترکِ» انسانی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.















