پایگاه خبری همبستگی ملی
با نزدیک شدن به فصل سرما، نگرانیها درباره تأمین پایدار گاز در استان مازندران افزایش یافته است؛ استانی که در ماههای سرد سال با رشد قابلتوجه مصرف خانگی مواجه میشود و همزمان بخشهای مختلف صنعتی، کشاورزی، گلخانهای، دام و طیور و واحدهای تولیدی آن نیز به انرژی پایدار نیاز دارند. اگرچه تاکنون قطعی سراسری گاز خانگی در مازندران بهعنوان یک تصمیم قطعی اعلام نشده، اما هشدارهای مطرحشده درباره ناترازی گاز و احتمال اعمال محدودیت در شرایط اوج مصرف، این احتمال را جدی کرده است که در صورت وقوع سرمای شدید و افزایش مصرف، بخشهایی از اقتصاد استان با محدودیت انرژی مواجه شوند.
موضوع گاز در مازندران تنها یک مسئله مربوط به گرمایش منازل نیست، بلکه مستقیماً با تولید، اشتغال، امنیت غذایی و معیشت مردم ارتباط دارد. هرگونه کاهش فشار یا محدودیت در تأمین گاز واحدهای تولیدی میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را به دنبال داشته باشد. کارخانهها و واحدهای صنعتی که فعالیت آنها به گاز وابسته است، در صورت کاهش یا قطع سوخت ممکن است ناچار به کاهش ظرفیت یا توقف موقت تولید شوند و این اتفاق میتواند افزایش هزینه تمامشده، تأخیر در تحویل سفارشها، کاهش درآمد و حتی تهدید اشتغال را به همراه داشته باشد.
اهمیت این مسئله در مازندران زمانی بیشتر میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از اقتصاد استان به کشاورزی، دامپروری، مرغداری و گلخانهها وابسته است. در فصل سرما، واحدهای مرغداری و گلخانهای برای حفظ دمای مناسب به انرژی پایدار نیاز دارند و هرگونه اختلال طولانیمدت در سیستم گرمایشی میتواند خسارتهای سنگینی به تولیدکنندگان وارد کند. برای مثال، در مرغداریها کاهش شدید دما میتواند در مدت کوتاهی سلامت و تلفات گله را تحت تأثیر قرار دهد و در گلخانهها نیز از بین رفتن محصولات در اثر سرما میتواند زیان اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند. به همین دلیل، موضوع تأمین سوخت جایگزین برای این واحدها نباید صرفاً در قالب یک توصیه اداری مطرح شود، بلکه باید از هماکنون بهصورت عملیاتی دنبال شود.
از سوی دیگر، صنعت و تولید تنها بخشی از نگرانیهاست. در شرایطی که گاز نیروگاهها نیز تحت تأثیر محدودیتهای شبکه قرار گیرد، احتمال انتقال بحران از حوزه گاز به حوزه برق وجود دارد. اگر نیروگاهها نتوانند سوخت مورد نیاز خود را دریافت کنند و سوخت جایگزین نیز به میزان کافی در اختیار آنها نباشد، تولید برق نیز ممکن است تحت فشار قرار گیرد. بنابراین ناترازی گاز میتواند به یک مسئله زنجیرهای تبدیل شود که از شبکه گاز آغاز شده و در نهایت بر برق، تولید، خدمات و زندگی روزمره مردم اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، دولت باید میان چند اولویت مهم تعادل برقرار کند. حفظ گاز بخش خانگی بدون تردید باید در اولویت قرار گیرد، اما این مسئله نباید به معنای غافل شدن از بخش تولید باشد. اگر صنایع، مرغداریها، گلخانهها و واحدهای اقتصادی از قبل بدانند که در چه شرایطی و به چه میزان با محدودیت گاز مواجه خواهند شد، میتوانند برای مدیریت تولید و تأمین سوخت جایگزین برنامهریزی کنند. مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که محدودیتها بدون اطلاع قبلی و در کوتاهترین زمان اعمال شوند و تولیدکننده امکان واکنش مناسب نداشته باشد.
اقداماتی مانند الزام واحدهای غیرخانگی به تأمین سوخت دوم، ذخیرهسازی سوخت برای نیروگاهها، مدیریت مصرف و کاهش مصرف در بخشهای غیرضروری میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد، اما این اقدامات زمانی مؤثر خواهند بود که زیرساخت اجرایی آنها از قبل آماده شده باشد. اینکه به یک کارخانه یا واحد تولیدی گفته شود در صورت قطع گاز از سوخت دوم استفاده کند، زمانی معنا دارد که سوخت جایگزین واقعاً در دسترس باشد، مخزن و تجهیزات لازم وجود داشته باشد و امکان انتقال سوخت در روزهای بحرانی فراهم باشد.
از سوی دیگر، مدیریت مصرف خانگی نیز اهمیت زیادی دارد. بخش مهمی از مصرف گاز کشور در فصل سرد مربوط به بخش خانگی است و حتی کاهش نسبی مصرف در میلیونها واحد مسکونی میتواند فشار قابلتوجهی از شبکه بردارد. اما فرهنگسازی برای کاهش مصرف نباید تنها به درخواست از مردم محدود شود. دولت میتواند با توسعه مشوقهای مصرف بهینه، اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهرهوری وسایل گرمایشی و اجرای جدیتر طرحهای بهینهسازی ساختمانها، در میانمدت فشار بر شبکه گاز را کاهش دهد.
مازندران همچنین شرایط خاصی دارد که مدیریت انرژی در آن را پیچیدهتر میکند. وجود تعداد زیادی واحد مسکونی و ویلایی که بخشی از آنها در تمام طول سال مورد استفاده قرار نمیگیرند، یکی از موضوعاتی است که میتواند در مدیریت مصرف مورد توجه قرار گیرد. جلوگیری از مصرف بیهدف در واحدهای خالی و کممصرف کردن بخشهای غیرضروری میتواند به حفظ پایداری شبکه کمک کند و منابع بیشتری برای خانوارهای ساکن و واحدهای ضروری باقی بگذارد.
با این حال، مسئله اصلی همچنان پابرجاست؛ آیا برنامه دولت برای زمستان احتمالی سخت در مازندران به اندازهای دقیق و عملیاتی هست که بتواند همزمان از خانوارها، تولید و زیرساختهای اقتصادی استان محافظت کند؟ پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا بحران انرژی تنها با قطع شدن گاز ایجاد نمیشود. گاهی کاهش فشار، محدودیت چندروزه یا اجبار صنایع به استفاده از سوخت گرانتر نیز میتواند هزینههای سنگینی بر اقتصاد تحمیل کند.
اگر یک واحد تولیدی مجبور شود برای مدتی طولانی از سوخت جایگزین استفاده کند، هزینه تولید افزایش پیدا میکند و این افزایش هزینه ممکن است در نهایت به قیمت کالا منتقل شود. اگر مرغداری یا گلخانهای نتواند سوخت مورد نیاز خود را بهموقع دریافت کند، خسارت آن فقط متوجه یک تولیدکننده نخواهد بود و میتواند بر عرضه محصولات و قیمت بازار نیز اثر بگذارد. اگر صنعت مجبور به توقف تولید شود، مسئله اشتغال و درآمد کارگران نیز مطرح خواهد شد. بنابراین مدیریت ناترازی گاز باید با نگاه زنجیرهای انجام شود و تنها به حفظ فشار شبکه در کوتاهمدت محدود نشود.
دولت برای عبور کمهزینه از زمستان پیشرو باید از هماکنون سناریوهای مختلف را آماده کرده باشد؛ از تأمین ذخایر کافی سوخت نیروگاهها و صنایع گرفته تا ایجاد شبکه حملونقل سریع سوخت جایگزین، مشخص کردن اولویت واحدهای تولیدی، اطلاعرسانی شفاف درباره برنامه محدودیتها و نظارت بر آماده بودن تجهیزات سوخت دوم. همچنین لازم است استانداری، شرکت گاز، شرکت برق، شرکت پخش فرآوردههای نفتی و دستگاههای اقتصادی استان در یک برنامه مشترک و هماهنگ عمل کنند تا تصمیمهای مقطعی یک دستگاه، مشکل جدیدی برای دستگاه دیگر ایجاد نکند.
در نهایت، آنچه برای مردم و فعالان اقتصادی مازندران اهمیت دارد، نه صرفاً وعده تأمین گاز، بلکه اطمینان از وجود یک برنامه روشن برای شرایط بحرانی است. اگر زمستان سردتر از حد انتظار باشد و مصرف گاز افزایش پیدا کند، مردم باید بدانند که گاز منازل چگونه حفظ خواهد شد، صنایع چگونه به سوخت جایگزین دسترسی پیدا میکنند، وضعیت مرغداریها و گلخانهها چگونه مدیریت خواهد شد و برای جلوگیری از تبدیل کمبود گاز به بحران برق چه تدبیری اندیشیده شده است.
زمستان پیشرو میتواند آزمونی جدی برای مدیریت انرژی در مازندران باشد. اگر برنامهریزی از ماههای قبل انجام شده باشد، محدودیت احتمالی گاز میتواند با کمترین آسیب مدیریت شود؛ اما اگر تصمیمگیریها به روزهای اوج سرما موکول شود، احتمال دارد یک مشکل انرژی به مجموعهای از مشکلات اقتصادی، تولیدی و اجتماعی تبدیل شود. اکنون زمان آن است که دولت و مسئولان استانی به جای انتظار برای رسیدن روزهای بحرانی، سناریوهای احتمالی را از همین امروز اجرا و نقاط ضعف آنها را شناسایی کنند؛ چرا که در مدیریت بحران انرژی، آمادگی پیش از بحران بسیار کمهزینهتر از مدیریت بحران پس از وقوع آن است.















