این روزها همه منتظر وقوع تحول در منطقه خاورمیانه هستند ،با توجه به تحولات در منطقه و لشکر کشی آمریکا و متحدان او کم کم به این سناریو که منطقه در حال وقوع اتفاقات عظیم است نزدیک میشویم حماس به طرح ترامپ برای پایان جنگ غزه پاسخی داده است که برخی رسانهها آن را «پذیرش مشروط» خواندهاند. این پاسخ، وعده تبادل گروگانها و توقف حملات در ازای برخی تضمینها را شامل میشود، اما ابهامات مهمی درباره خلعسلاح و اداره غزه همچنان باقی است. رسانههای بینالمللی گزارش دادهاند که حماس بخشی از شروط طرح را پذیرفته و بخشهایی را مشروط کرده است، و ترامپ از این پاسخ برای اعلام پیروزی احتمالی بهره برده است.
طرح ترامپ وعده توقف فوری بمباران، بازگرداندن گروگانها و آغاز بازسازی غزه را میدهد، اما محور اصلی آن خلعسلاح حماس و نظارت بینالمللی بر اداره غزه است. حضور کمیتهای بینالمللی و جدول زمانبندی مبهم برای خروج نیروهای اسرائیل، مهمترین جنبههای اختلافبرانگیز این بسته محسوب میشوند. واشینگتن و تلآویو از طرح استقبال کردند و ترامپ حتی ضربالاجلی برای پاسخ حماس تعیین کرد.
از سوی دیگر، رسانهها و تحلیلگران در ایران دو رویکرد متفاوت نشان دادند. برخی معتقدند پاسخ حماس میتواند آغاز فصل تازهای در خاورمیانه باشد، در حالی که گروهی دیگر هشدار میدهند که فقدان تضمینهای واقعی برای خلعسلاح و اداره غزه ممکن است به تثبیت اشغال و تضعیف مشروعیت مقاومت منجر شود
اما چرا خاورمیانه اهمیت دارد؟.
با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی مهم خاورمیانه، تعجبآور نیست که نیروهای زیادی – از داخل و خارج از آن – برای کنترل خاورمیانه و شکلدهی آن به نفع خود در حال رقابت هستند. این منطقه یکی از منابع مهم ثروت است، از جمله نفت، گاز، مواد معدنی گرانبها، و مهمتر از همه، در قلب مسیر تجارت جهانی بین غرب و شرق از یک سو و شمال و جنوب از سوی دیگر قرار دارد. آن چه امروز به عنوان خاورمیانه میشناسیم، گهواره تمدنهاست، جایی که یکجانشینی، کشاورزی، اهلیسازی حیوانات، اختراع الفبا، چرخ، ریاضیات، فلسفه، پیامبری، دین و به طور خلاصه بخش کانونی تاریخ بشر شکل گرفت. به طبیعت این امر، خاورمیانه در تمام تاریخ خود تا جنگ جهانی اول، شکل و شمایل «جهانمیهنی» داشت. منطقهای متنوع و چند فرهنگی بود که تقریباً برای همه باز بود تا به آن مهاجرت کنند و در تحولات تمدنی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی آن نقش ایفا کنند. به همین دلیل است که در دورههای مختلف، نیروهای سیاسی مختلفی این منطقه را کنترل کردهاند: آشوریها، یونانیها، رومیها، ایرانیها، عربها، ترکها، مغولها و غیره، همه بخشی از تاریخ سیاسی خاورمیانه هستند. امروزه نیز تفاوتی با گذشته ندارد. امروزه میبینیم که در داخل، عربها، ایرانیها، ترکها و یهودیان برای گسترش قدرت و نفوذ خود رقابت میکنند، اتحادهایی تشکیل میدهند و آینده خود را بر اساس تصویر و منافع خود شکل میدهند. در خارج، آمریکا، روسیه و چین در منطقه حضور، نگرانی و نفوذ دارند، زیرا آن چه در اینجا اتفاق میافتد، به هر حال بر منافع آنها تأثیر میگذارد.
این منطقه برای نخستین بار با مفهوم دولت – ملت پس از جنگ جهانی اول آشنا شد. این مدل (دولت – ملت) راهحل نسبتا خوبی برای اروپای درگیر در جنگهای دینی و فرهنگی در قرون ۱۶ و ۱۷ بود و توانست در خلال پیمان وِستفالی در نیمه قرن ۱۷ به جنگهای ۱۵۰ ساله دینی و مذهبی اروپاییها پایان دهد. اما مرزبندیهای نسبتا متمایز و روشن بر اساس خطوط دینی و مذهبی و فرهنگی که در اروپا وجود داشت و امر را برای ایجاد صلح بر مبنای تشکیل کیانهای سیاسی داخل این مرزبندیها فراهم آورد در خاورمیانه وجود نداشت. خاورمیانه ترکیبی متنوع و در همتنیدهای از فرهنگها و ادیان و مذاهب مختلف بود که کنار هم مدلهای مختلفی از همزیستیها را شکل داده است که به آنها در فضایی نسبتا هارمونیک ادامه حیات میداد. نیروهای اروپایی پیروز در جنگ جهانی اول (انگلیس و فرانسه به طور مشخص) تصمیم گرفتند که مدل وِستفالی را در پیمان سایکس–پیکو در خاورمیانه پیاده کنند. و این چنین بود که خاورمیانه به کشورهای دولت – ملت بر اساس نژاد و دین تقسیم شدند. این اقدام با هدف حل تعارضات تاریخی و تقسیم منطقه به واحدهای مختلفی انجام شد که بهطور مستقل و هماهنگ زندگی کنند تا تنشها کاهش یابد و از درگیری جلوگیری شود. اما در واقع، این اقدام منبعی برای تعارض بین این ملتها شد. حال باید صبر کرد و دید در روزهای آینده چه اتفاقاتی در منطقه رقم خواهد خورد.و آیا خاورمیانه صحنه جنگ و خونریزی میشود یا به صلحی پایدار ختم میگردد..















