پایگاه خبری همبستگی ملی
با نزدیک شدن به انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، بار دیگر موضوع «انتخاب درست» به یکی از مهمترین دغدغههای جامعه تبدیل شده است. نهادی که قرار بود نماد مشارکت مردمی، عقلانیت محلی و پیوند میان مردم و مدیریت شهری باشد، در برخی مناطق به دلیل عملکرد ضعیف، حاشیههای اخلاقی و ناکارآمدی مدیریتی، بخشی از سرمایه اجتماعی خود را از دست داده است.
واقعیت آن است که شوراها در دورههای گذشته، در همه شهرها و روستاها، یکدست و موفق نبودهاند. در مواردی، شورا به جای آنکه اتاق فکر توسعه شهری باشد، به میدان منافع شخصی، زدوبندهای اداری یا منازعات سیاسی تبدیل شد. نتیجه این رویکرد، کاهش کارآمدی مدیریت شهری، فاصله گرفتن شورا از مطالبات واقعی مردم و بیاعتمادی افکار عمومی بوده است.
اما ضعف برخی شوراها، بیش از آنکه صرفاً یک خطای نهادی باشد، بازتابی از الگوی انتخاب ماست. تجربه نشان داده است که رأی احساسی، قومی، جناحی یا مبتنی بر شهرتهای بدون سابقه اجرایی، هزینههای بلندمدتی برای جامعه شهری به همراه دارد. شورا نهادی تخصصمحور است؛ جایی که تصمیمهای آن مستقیماً بر کیفیت زندگی مردم سایه میاندازد؛ از شهرسازی و حملونقل گرفته تا محیط زیست، اقتصاد شهری و شفافیت مالی.
انتخابات پیشِرو فرصتی است برای بازنگری در این مسیر. شهروندان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند پرسشگریاند؛ پرسش از سوابق نامزدها، میزان شناخت آنان از مسائل شهری، استقلال فکری، پاکدستی مالی و توانایی کار جمعی. شورا با شعار اداره نمیشود؛ با برنامه، تجربه و تعهد شکل میگیرد.
بیتفاوتی نسبت به انتخابات شوراها، به همان اندازه خطرناک است که انتخاب نادرست. کاهش مشارکت، میدان را برای ورود افراد کمصلاحیت هموار میکند و پیام روشنی به مدیریت شهری میدهد: «نظارت مردمی تضعیف شده است». حال آنکه شوراها دقیقاً جایی هستند که رأی آگاهانه میتواند اثر مستقیم و ملموس داشته باشد.
امروز، جامعه بیش از هر زمان دیگر به شوراهایی نیاز دارد که صدای مردم باشند، نه طبقهای خاص؛ مدافع منافع عمومی، نه حیاط خلوت منافع شخصی. نزدیکی به انتخابات شوراها، فرصتی است برای احیای مسئولیت شهروندی؛ آزمونی که نتیجه آن، آینده شهر و کیفیت زندگی نسلهای بعد را رقم خواهد زد.















