به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی :
این کتاب را از دلِ یک دغدغه قدیمی مینویسم: اینکه «مبلمان» در ایران هنوز آنگونه که شایسته است، بهعنوان یک صنعتِ هویتساز، اقتصادآفرین و کیفیتساز برای زندگی روزمره دیده نمیشود. مبلمان فقط چند کالا برای پر کردن خانه و اداره نیست؛ زبانِ زیستنِ ماست، روایتِ سلیقه و فرهنگ ماست، و یکی از ملموسترین نمودهای احترام به انسان در فضای خصوصی و عمومی است. هر صندلی که درست طراحی میشود، هر میز که دقیق ساخته میشود و هر نیمکتی که در شهر درست مینشیند، در نهایت به آرامش، بهرهوری، سلامت و شأنِ شهروندان اضافه میکند.
در این کتاب تلاش کردهایم اهمیت مبلمان خانگی و اداری را در کنار مبلمان شهری یکجا ببینیم؛ چون کیفیت زندگی از خانه شروع میشود، در محل کار ادامه پیدا میکند و در خیابان و میدان و پارک به تجربه جمعی تبدیل میشود. به همین دلیل، مسئله ما تنها «تولید» نیست؛ مسئله، «هویتبخشی» و «تعریف مأموریت جهانی» برای جهاردانه است؛ مأموریتی که بتواند همزمان صنعت را منسجم کند، اقتصاد شهری را ارتقا دهد و کیفیت مبلمان ایرانی را به سطحی برساند که در بازارهای منطقه و جهان قابل رقابت باشد.
چهاردانگه برای من صرفاً یک نام جغرافیایی نیست؛ یک ظرفیت ملی است. جایی که میتواند نقش هدایتگر در زنجیره ارزش مبلمان ایران داشته باشد: از طراحی و آموزش تا استاندارد، از مواد و یراق تا برند و صادرات، از نوآوری تا روایتگری فرهنگی. در این نگاه، چهاردانگه باید از یک قطب تولیدی به یک «شهر-صنعت» تبدیل شود؛ شهری که هم اقتصاد میسازد و هم کیفیت زیست میآفریند.
از همین رو، در کتاب حاضر، مجموعهای از پروژهها و زیرساختهای کلیدی را پیشنهاد و تبیین کردهایم؛ پروژههایی که هرکدام بخشی از خلأهای تاریخی این صنعت را پر میکنند و کنار هم یک اکوسیستم کامل میسازند. نمایشگاه بینالمللی مبلمان، برای اتصال پایدار به بازار و ترسیم جایگاه جهانی. هنرستانهای تخصصی، برای تربیت نیروهای ماهر و بازگرداندن شأن مهارت به صنعت. مرکز و انستیتو تحقیقات، برای استانداردسازی، نوآوری و تبدیل تجربه به دانش. دانشگاه بینالمللی، برای پیوند دادن طراحی، مدیریت، فناوری و آیندهپژوهی با نیاز واقعی صنعت. موزه مبلمان شهری، برای ثبت حافظه حرفهای، ارتقای ذائقه عمومی و تبدیل مبلمان به بخشی از روایت شهر. پارک تخصصی مبل، برای تمرکز خدمات، نمایش، آزمون، توسعه محصول و تعامل تولیدکننده و طراح و مصرفکننده. گمرک و زیرساختهای صادراتی، برای کوتاه کردن مسیر ورود به بازارهای جهانی و کاهش هزینههای مبادله. و ایدههایی مانند «سیمیلاتور سیتی» و سایر ظرفیتها، برای آزمونپذیری، تجربهمحوری و تصمیمسازی دقیقتر در مقیاس شهری و صنعتی.
هدفِ این پیشنهادها تنها افزایش تولید نیست؛ هدف، افزایش «کیفیت» است: کیفیت طراحی، کیفیت ساخت، کیفیت خدمات، کیفیت تجربه کاربر، و در نهایت کیفیت زندگی. ما به صنعتی فکر میکنیم که بتواند بازار داخلی را پوشش دهد، واردات بیکیفیت را بیمعنا کند، و سهم ایران را از اقتصاد جهانی مبلمان افزایش دهد؛ سهمی که متناسب با استعداد، تاریخ، هنر و توان تولیدی این کشور باشد.
این کتاب دعوتی است به یک توافق بزرگ: توافق میان صنعتگران، طراحان، مدیران شهری، دانشگاه، سرمایهگذار، و سیاستگذار. توافقی برای اینکه «مبلمان ایرانی» فقط تولید نشود، بلکه تعریف شود؛ استاندارد پیدا کند؛ امضا داشته باشد؛ و در جهان، با نام و هویت شناخته شود. اگر چهاردانگه بتواند این مأموریت را بهدرستی بر عهده بگیرد، نهفقط یک منطقه، بلکه یک الگوی ملی و سپس یک برند بینالمللی شکل میگیرد؛ الگویی که اقتصاد شهری را توانمند میکند و زندگی شهروندان را انسانیتر، زیباتر و باکیفیتتر میسازد.
آنچه پیش رو دارید، طرحِ یک مسیر است؛ مسیری از کارگاه تا جهان. من این مسیر را با امید نوشتهام: امید به اینکه مبلمان ایران، شایسته جایگاه واقعیاش شود؛ و چهاردانگه، به نقطه اتکای این جهش تبدیل گردد.
ناصر عظیمی
چهاردانگه هاب نواوری مبلمان ایران “از سلسله اثار شبکه نواوران ملل
این کتاب را از دلِ یک دغدغه قدیمی مینویسم: اینکه «مبلمان» در ایران هنوز آنگونه که شایسته است، بهعنوان یک صنعتِ هویتساز، اقتصادآفرین و کیفیتساز برای زندگی روزمره دیده نمیشود.
لینک کوتاه : https://hambastegimelli.ir/?p=87986
- نویسنده : ناصر عظیمی
- ارسال توسط : Edit0r.1















