پایگاه خبری همبستگی ملی
اقتصاد امروز نه یکی از مسائل کشور، بلکه مهمترین و تعیینکنندهترین مسئله کشور است؛ مسئلهای که آثار آن فقط در شاخصهای مالی، نرخ تورم، قیمت ارز یا رشد تولید دیده نمیشود، بلکه مستقیماً در زندگی روزمره مردم، آرامش روانی خانوادهها، امید اجتماعی، اعتماد عمومی و حتی ثبات فرهنگی و سیاسی جامعه بازتاب پیدا میکند. اگر بخواهیم واقعبینانه به ریشه بسیاری از آسیبها نگاه کنیم، باید بپذیریم که بخش بزرگی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، از نقطهای مشترک آغاز میشود: سفره مردم و احساس ناامنی نسبت به آینده اقتصادی. جامعهای که در آن معیشت دچار بیثباتی است، بهتدریج در معرض فرسایش امید، کاهش تابآوری و گسترش نارضایتی قرار میگیرد. ازاینرو اقتصاد صرفاً یک موضوع تخصصی برای کارشناسان نیست، بلکه یک واقعیت راهبردی و مسئلهای بنیادین برای امنیت، انسجام و آینده کشور است.
در چنین شرایطی، بیتوجهی به اقتصاد به معنای بیتوجهی به ریشه بحرانهاست. وقتی قدرت خرید مردم کاهش مییابد، تورم زندگی را پیشبینیناپذیر میکند، اشتغال پایدار دشوار میشود و خانوادهها برای تأمین نیازهای اولیه خود تحت فشار قرار میگیرند، طبیعی است که آثار این وضعیت در سایر حوزهها نیز ظاهر شود. کاهش ازدواج، تأخیر در فرزندآوری، افزایش مهاجرت، رشد اضطراب اجتماعی، تضعیف اعتماد عمومی و حتی برخی تنشهای فرهنگی و سیاسی، بدون درک زمینه اقتصادی آنها قابل تحلیل دقیق نیست. اقتصاد، ستون پنهان بسیاری از مناسبات اجتماعی است؛ اگر این ستون متزلزل شود، بخشهای دیگر جامعه نیز دچار لرزش خواهند شد.
از سوی دیگر، در دنیای امروز فشار اقتصادی به یکی از ابزارهای اصلی برای تضعیف کشورها تبدیل شده است. دشمن وقتی در جنگ سخت به نتیجه نمیرسد و وقتی عملیات روانی نیز توان فروپاشی اراده ملی را ندارد، طبیعی است که بر نقطهای تمرکز کند که بیشترین تماس را با زندگی مردم دارد: معیشت. راهبرد محاصره اقتصادی و ایجاد شکاف داخلی دقیقاً بر همین پایه طراحی میشود. هدف آن است که زندگی روزمره مردم فرسایشی شود، نارضایتی اقتصادی انباشته گردد و سپس این نارضایتی به بیاعتمادی، شکاف اجتماعی و آشوب تبدیل شود. در چنین نبردی، اقتصاد دیگر فقط عرصه تولید و تجارت نیست؛ میدان اصلی دفاع از آرامش جامعه و حفظ قدرت ملی است.
بنابراین پاسخ کشور به این وضعیت نباید شعاری، مقطعی یا احساسی باشد. همانگونه که در میدان نظامی بدون دانش، فرماندهی و راهبرد نمیتوان پیروز شد، در میدان اقتصاد نیز بدون علم اقتصاد، سیاستگذاری دقیق و تصمیمهای پایدار نمیتوان به نتیجه رسید. علم اقتصاد در این نبرد، شمشیر عقلانی ماست؛ ابزاری برای شناخت مسئله، مهار تورم، اصلاح ساختارها، هدایت منابع، تقویت تولید، کاهش فساد، ایجاد ثبات و بازسازی اعتماد عمومی. تصمیم اقتصادی غلط، فقط یک خطای اداری نیست؛ میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، اقتصاد باید از سطح واکنشهای روزمره خارج شود و به مرکز حکمرانی راهبردی کشور بازگردد.
مهمترین مأموریت امروز، بازتعریف امنیت معیشتی است. امنیت معیشتی یعنی مردم احساس کنند با کار، تلاش و برنامهریزی میتوانند آیندهای قابل پیشبینی داشته باشند؛ یعنی درآمد آنها هر روز در برابر تورم بیارزش نشود؛ یعنی تولیدکننده از تصمیمات ناگهانی آسیب نبیند؛ یعنی جوان بتواند برای شغل، خانه و خانواده برنامهریزی کند؛ یعنی جامعه از اضطراب دائمی نسبت به فردا رها شود. این امنیت، فقط با دستور و بودجه دولتی ایجاد نمیشود، بلکه نیازمند تکیه واقعی بر مردم است. مردم باید از حاشیه اقتصاد به متن آن بازگردند؛ بهعنوان تولیدکننده، کارآفرین، سرمایهگذار، نیروی خلاق و شریک اصلی پیشرفت کشور.
تکیه بر مردم در اقتصاد، یک شعار نیست؛ یک ضرورت راهبردی است. باید موانع تولید کاهش یابد، محیط کسبوکار قابل پیشبینی شود، رانت و امضاهای طلایی حذف گردد، سرمایههای کوچک به سمت فعالیتهای مولد هدایت شود و اعتماد از دسترفته میان مردم و سیاستگذار ترمیم شود. اقتصادی که بر مشارکت مردم، شفافیت، عدالت، دانش و تولید واقعی استوار باشد، در برابر فشارهای بیرونی مقاومتر خواهد بود. اما اقتصادی که گرفتار بیثباتی، فساد، تصمیمات ناگهانی و بیاعتمادی شود، حتی با داشتن منابع فراوان نیز نمیتواند رفاه پایدار ایجاد کند.
در نهایت باید گفت اقتصاد، مسئله مادر کشور است و حل آن شرط لازم برای کاهش بسیاری از آسیبهای دیگر محسوب میشود. اگر سفره مردم آرام شود، اگر آینده اقتصادی قابل پیشبینی گردد و اگر مردم احساس کنند در ساختن اقتصاد کشور نقش واقعی دارند، بسیاری از طرحهای مبتنی بر فرسایش اجتماعی بیاثر خواهد شد. راه خنثیسازی فشار دشمن، فقط مقاومت لفظی نیست؛ ساختن اقتصادی قوی، مردمی، شفاف و دانشبنیان است. امروز علم اقتصاد، تدبیر حکمرانی و مشارکت مردم، سه ضلع اصلی عبور از این میداناند. هرگاه امنیت معیشتی با دستان خود مردم و بر پایه عقلانیت اقتصادی بازسازی شود، بزرگترین تهدید به بزرگترین فرصت برای انسجام، پیشرفت و اقتدار ملی تبدیل خواهد شد.















