پایگاه خبری همبستگی ملی
در مقطع کنونی که جامعه زیر فشار سنگین مشکلات اقتصادی، کاهش مستمر قدرت خرید، نااطمینانی نسبت به افق پیش رو و فرسایش روانی ناشی از تداوم دشواریهای معیشتی قرار دارد، بدیهی است که مهمترین نیاز کشور نه تشدید التهاب، بلکه حفظ ثبات، تقویت آرامش عمومی و تمرکز بر کاستن از بار مشکلات مردم است. در چنین شرایطی، هر سخن، رفتار یا روایتی که به جای دعوت به خویشتنداری و عقلانیت، بر دامنه تقابل و تنش بیفزاید، در عمل پیامدی فراتر از یک موضعگیری ساده پیدا میکند و میتواند مستقیماً بر امنیت روانی جامعه، انسجام اجتماعی و حتی وضعیت اقتصادی کشور اثر بگذارد. با این همه، تجربه نشان میدهد که همواره عدهای خاص، به دلایل گوناگون، در پی آناند که از بستر نارضایتیهای عمومی، اضطرابهای اجتماعی و خستگی انباشته مردم برای شعلهور ساختن آتش بحران بهره ببرند. اینان بهخوبی آگاهاند که جامعه گرفتار فشار معیشتی، بیش از هر زمان دیگر مستعد تأثیرپذیری از روایتهای احساسی، خبرهای نگرانکننده و تحلیلهای تند و التهابآفرین است؛ از همین رو، با برجستهسازی تهدیدها، بازتولید هراس، دامنزدن به شکافها و تضعیف زبان گفتوگو میکوشند فضای عمومی را از مدار تعقل و تدبیر خارج کنند. در واقع، آنچه برای مردم عادی به معنای نگرانی از آینده، اختلال در زندگی روزمره، تضعیف امنیت شغلی، آشفتگی بازار و آسیب به آرامش خانوادههاست، برای برخی جریانهای منفعتطلب میتواند به فرصتی برای کسب سود، جلب توجه، انحراف افکار عمومی یا تثبیت موقعیت خود بدل شود. این واقعیت را نیز نباید از نظر دور داشت که در شرایط رکود و فشار اقتصادی، حتی سایه جنگ و ناامنی نیز پیش از هر چیز سفره مردم را کوچکتر میکند، هزینههای زندگی را افزایش میدهد، افق سرمایهگذاری را تیرهتر میسازد و امید اجتماعی را بیش از پیش فرسوده میکند. از همین منظر، هر صدایی که در چنین موقعیتی به جای تأکید بر مسئولیتپذیری، همبستگی ملی، آرامسازی فضا و تمرکز بر حل مسائل واقعی جامعه، بر طبل التهاب و تقابل بکوبد، عملاً در جهت افزایش فشار بر مردم و تشدید آسیبهای موجود حرکت کرده است. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند عقلانیت جمعی، هوشیاری رسانهای، پرهیز از ادبیات تحریکآمیز و تقویت گفتمان ثبات است؛ زیرا هیچ جامعهای از دل هراس، آشوب و کشمکش مداوم به امنیت پایدار و پیشرفت واقعی دست نخواهد یافت. در نهایت، باید به این حقیقت روشن توجه داشت که هزینه اصلی هر بحران، هر تنش و هر درگیری، نه از جیب یا جایگاه مروجان آن، بلکه از زندگی، معیشت، آرامش و آینده مردمی پرداخت میشود که بیش از همه نیازمند ثبات و امیدند. از همین رو، مقابله با هرگونه روایت التهابزا و تنشآفرین، مثل جنگ پیش از آنکه یک موضعگیری سیاسی تلقی شود، ضرورتی اجتماعی، اخلاقی و ملی به شمار میآید.















