پایگاه خبری همبستگی ملی
۱۷ مرداد، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ یادآور مسئولیتی است که بر دوش کسانی قرار دارد که میان مردم، جامعه تخصصی و مسئولان پل میزنند.
خبرنگار، صرفاً کسی نیست که خبر را دریافت و منتشر میکند. رسانه، اگر بخواهد نقش واقعی خود را ایفا کند، باید بتواند آنچه را در جامعه میگذرد ببیند، بشنود، روایت کند و در صورت لزوم، پرسشهایی را مطرح کند که شاید دیگران ترجیح میدهند شنیده نشوند.در حوزه دامپزشکی، این مسئولیت ابعاد مهمتری پیدا میکند؛ چراکه رسانه تخصصی تنها با خبر و رویداد سروکار ندارد، بلکه با یک جامعه حرفهای، مطالبات صنفی، تصمیمات سازمانی و در نهایت با سلامت عمومی جامعه مواجه است.
امروز یکی از مهمترین چالشهای جامعه دامپزشکی، فاصلهای است که میان بخشی از بدنه حرفهای و ساختارهای تصمیمگیر ایجاد شده است؛ فاصلهای که اگر جدی گرفته نشود، میتواند به بیاعتمادی و در نهایت به انفعال صنفی منجر شود.
تصمیمات بیاعتماد؛ وقتی «خدمت» دیده نمیشود
در سالهای گذشته بارها شاهد انعقاد قراردادها و ارائه طرحهای مختلف در حوزههای رفاهی، بیمهای و خدماتی از سوی نهادهای متولی دامپزشکی بودهایم؛ طرحهایی که گاه با وجود اطلاعرسانیهای متعدد و حتی تمدید مهلت ثبتنام، با استقبال مورد انتظار اعضای صنف مواجه نشدهاند.البته استقبال نکردن اعضا از یک طرح، لزوماً به معنای ناکارآمد بودن آن نیست. اما تکرار این الگو باید یک پرسش جدی را پیش روی مدیران قرار دهد: چرا بخشی از جامعه هدف، حتی در مواجهه با خدماتی که برای آنها طراحی شده است، انگیزهای برای مشارکت نشان نمیدهد؟شاید مسئله فقط کیفیت یا شرایط یک قرارداد نباشد.شاید مسئله، اعتماد باشد.وقتی اعضای یک صنف احساس کنند تصمیمات مهم درباره آنها، بدون مشارکت واقعی آنان اتخاذ میشود، طبیعی است که حتی یک تصمیم مثبت نیز با تردید مواجه شود. در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفاً «اطلاعرسانی» نیست؛ بلکه مسئله، سرمایه اجتماعی و اعتماد میان سازمان و اعضای آن است.
ریشه بیاعتمادی کجاست؟
بیاعتمادی معمولاً یکشبه شکل نمیگیرد. مجموعهای از تجربهها، تصمیمها و شیوههای ارتباطی در طول زمان میتواند آن را ایجاد یا تشدید کند.
یکی از مهمترین عوامل، تمرکز در تصمیمگیری است؛ ساختاری که در آن ممکن است صدای دامپزشک شهرستانی، بخش خصوصی، نسل جوان و گروههای مختلف حرفهای به اندازه کافی در فرآیند تصمیمسازی شنیده نشود.
عامل دیگر، ضعف نهادهای مشورتی مؤثر است. مشورت زمانی معنا پیدا میکند که نظرخواهی بتواند بر تصمیم نهایی اثر بگذارد؛ وگرنه، اگر نظر جامعه حرفهای صرفاً برای اطلاع یا تأیید یک تصمیم از پیشگرفتهشده دریافت شود، بهتدریج خودِ مفهوم مشارکت نیز بیاعتبار خواهد شد.
در کنار این موارد، باید با یک فرهنگ مدیریتی قدیمی نیز مواجه شد؛ فرهنگی که گاهی «مدیر بودن» را با «بهتر دانستن» یکی میداند و مشورت را نه یک ضرورت مدیریتی، بلکه هزینهای اضافی یا حتی مانعی برای تصمیمگیری تلقی میکند.
اما شاید یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره، یکسویه شدن جریان خبر باشد. وقتی خبر فقط از بالا به پایین حرکت کند رسانهای که فقط اخبار رسمی را دریافت و بازنشر میکند، ممکن است بهتدریج بخش مهمی از کارکرد خود را از دست بدهد.اگر خبر همیشه از مدیر به عضو برسد، اما صدای عضو به مدیر بازنگردد، رسانه عملاً به یک کانال ارتباطی یکطرفه تبدیل خواهد شد.در چنین شرایطی، ممکن است مدیران از حجم واقعی نارضایتی، بیاعتمادی یا حتی بیتفاوتی جامعه هدف خود مطلع نباشند.اینجاست که خبرنگار تخصصی باید نقش خود را دوباره تعریف کند. خبرنگار؛ فقط راوی نیست خبرنگار دامپزشکی نباید صرفاً منتظر بماند تا یک بخشنامه صادر شود، یک جلسه برگزار شود یا یک مقام رسمی سخن بگوید. او باید بتواند صدای جامعه حرفهای را نیز به ساختار تصمیمگیری برساند. خبرنگار میتواند از دامپزشک شهرستانی بپرسد که یک تصمیم ملی چه اثری بر زندگی حرفهای او گذاشته است. میتواند از مدیران درباره چرایی یک تصمیم سؤال کند.میتواند یک قرارداد یا طرح رفاهی را نه با حاشیهسازی، بلکه با معیارهای حرفهای و منصفانه بررسی کند.میتواند میان نقد و تخریب مرز بگذارد.و مهمتر از همه، میتواند مطالبات پراکنده افراد را به یک گفتوگوی عمومی و مطالبهای قابل شنیدن تبدیل کند.این همان نقطهای است که خبرنگار از یک «راوی» به یک تسهیلگر گفتوگو و معمار اعتماد تبدیل میشود.رسانهای که فقط خبر را منتشر نمیکند؛ مسئله را هم دنبال میکند اعتماد با شعار بازنمیگردد.اعتماد زمانی شکل میگیرد که اعضای یک جامعه حرفهای احساس کنند صدایشان شنیده میشود، پرسشهایشان مطرح میشود و پاسخها نیز پیگیری میشوند.رسانه تخصصی میتواند این چرخه را ایجاد کند.اگر این چرخه شکل بگیرد، رسانه دیگر صرفاً محل انتشار اخبار نخواهد بود؛ بلکه به بخشی از زیرساخت گفتوگوی حرفهای تبدیل خواهد شد.در چنین مدلی، نقد کردن به معنای تقابل با سازمان نیست؛ همانگونه که انعکاس عملکرد سازمان نیز نباید به معنای روابط عمومی آن باشد.
رسانه مستقل، در کنار جامعه حرفهای و در برابر مسئولان، نقش واسطهای شفاف و مسئولانه دارد.نسخه مهر؛ یک انتخاب برای این مسیر هست. «نسخه مهر» با همین نگاه، فعالیت خود را در حوزه رسانه تخصصی دامپزشکی دنبال میکند.ما باور داریم جامعه دامپزشکی بیش از هر زمان دیگری به رسانهای نیاز دارد که هم خبر را دقیق روایت کند و هم مسئله را فراموش نکند؛ رسانهای که صدای بدنه حرفهای را بشنود، عملکرد مسئولان را منصفانه نقد کند و در عین حال، از تبدیل شدن نقد به تخریب پرهیز داشته باشد.هدف، ایجاد تقابل میان جامعه دامپزشکی و نهادهای متولی نیست. هدف، ساختن گفتوگویی است که در آن هیچکدام از طرفین، دیگری را نادیده نگیرد. شاید یکی از مهمترین وظایف خبرنگار دامپزشکی در سالهای پیش رو همین باشد:کاهش فاصله میان تصمیمگیر و تصمیمپذیر؛ میان سازمان و عضو؛ و میان آنچه در اتاقهای تصمیمگیری گفته میشود و آنچه در میدان حرفهای واقعاً اتفاق میافتد.
سخن آخر
روز خبرنگار، فرصت مناسبی است برای اینکه از خود بپرسیم:آیا رسانه فقط باید آنچه را اتفاق افتاده روایت کند، یا باید به بهتر شدن آنچه در حال اتفاق افتادن است نیز کمک کند؟پاسخ نسخه مهر روشن است. خبرنگار، فقط راوی جامعه نیست؛ میتواند صدای جامعه، پرسشگر قدرت و تسهیلگر اعتماد باشد.و در جامعه دامپزشکی، شاید بیش از هر زمان دیگری به چنین خبرنگاری نیاز داریم؛ خبرنگاری که نه بلندگوی سازمان باشد و نه بلندگوی نارضایتی، بلکه صدای حرفه، واقعیت و مطالبه منطقی جامعه دامپزشکی باشد.
۱۷ مرداد، روز خبرنگار، بر همه خبرنگارانی که صدای بیصداها هستند مبارک.















