گزارش اختصاصی،همبستگی ملی مهدی طاهری: چراغ سالنهای تئاتر همچنان روشن است. نمایشها یکی پس از دیگری روی صحنه میروند، بازیگران و کارگردانان تازهای وارد میدان میشوند و هر هفته آمارهایی از فروش و تعداد تماشاگران منتشر میشود؛ اما پشت این اعداد، پرسش مهمتری قرار دارد: تئاتر ایران امروز تا چه اندازه توانسته با مردم ارتباط برقرار کند؟
بررسی آمار رسمی اجراهای سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که همچنان مخاطب قابل توجهی برای تئاتر وجود دارد. برای نمونه،درگزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، نمایش «آتش سوزیها» به نویسندگی وجدی معود و کارگردانی مرتضی میرمنتظمی که از روز ۳۱ تیر با بازی (به ترتیب ورود به صحنه) ستاره پسیانی، عباس جمالی، ریما رامین فر، رضا بهبودی، علیرضا جعفری، فرنوش نیک اندیش، محمدعلی ابراهیمی، فرزانه میدانی، کوثر میرزانژاد، اکبر سلمانی، مهشید زبردست، هادی احمدی و بهرام ابراهیمی در تالار اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفته بود شامگاه روز یکشنبه هشتم شهریور با مجموع ۳۹ اجرا، میزبانی از ۲۲ هزار و ۲۸ مخاطب و فروشی معادل ۱۳ میلیارد و ۹۸۸ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان به اجرای خود در این مجموعه پایان داد.
این اعداد یک واقعیت مهم را نشان میدهد: مسئله تئاتر فقط تولید نمایش نیست؛ مسئله، پیدا کردن مخاطب و حفظ ارتباط او با صحنه است.
از سوی دیگر، اقتصاد تئاتر نیز به یکی از مسائل جدی این حوزه تبدیل شده است. افزایش هزینههای تولید، دستمزد عوامل، اجاره و تجهیز سالن، تبلیغات و قیمت بلیت، این سؤال را ایجاد میکند که فروش گیشه تا چه اندازه میتواند هزینههای واقعی تولید یک نمایش را پوشش دهد. در تحلیلهای اقتصادی اخیر نیز بر تفاوت میان «فروش بلیت»، «درآمد تولیدکننده»، «بازگشت سرمایه» و «سود» تأکید شده است.
اما شاید مهمترین سؤال این باشد که مخاطب امروز از تئاتر چه میخواهد؟
آیا تئاتر باید صرفاً محلی برای تجربه هنری باشد؟
آیا باید مسائل روز جامعه را بازتاب دهد؟
آیا قیمت بلیت با توان اقتصادی بخش بزرگی از جامعه تناسب دارد؟
و آیا تبلیغات و شیوه معرفی نمایشها به اندازهای هست که مخاطب را از خانه به سالن بکشاند؟
این پرسشها زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم تئاتر برخلاف بسیاری از محصولات فرهنگی، هنری زنده است؛ مخاطب باید در ساعت مشخصی در مکان مشخصی حاضر شود و تجربهای را در کنار دیگر تماشاگران شکل دهد.
به همین دلیل، «همبستگی ملی» در ادامه فعالیت خود در حوزه فرهنگ و هنر، تلاش خواهد کرد نگاه خود به تئاتر را تنها به اعلام خبر اجراها محدود نکند.
در این رویکرد، هر نمایش میتواند یک پرونده مستقل رسانهای داشته باشد؛ پروندهای که از پیش از اجرا آغاز شود و تا پایان اجرای اثر ادامه پیدا کند. روایت نویسنده و کارگردان از شکلگیری نمایش شنیده خواهد شد؛ سپس اجرای اثر از نزدیک دیده میشود و در ادامه با بازیگران و دیگر عوامل گفتوگو خواهد شد.همچنین تلاش میشود در کنار گزارش و تحلیل، با ثبت عکس، ویدئو و پشتصحنه، یک آرشیو تصویری و رسانهای از هر نمایش شکل بگیرد؛ آرشیوی که تنها برای زمان اجرای اثر کاربرد نداشته باشد و در آینده نیز بتواند بخشی از تاریخ تئاتر معاصر ایران را ثبت کند.
هدف، صرفاً تعریف یا نقد یک نمایش نیست؛ هدف، شناختن صحنه از نزدیک و شنیدن صدای کسانی است که تئاتر را میسازند و کسانی که برای دیدن آن به سالن میآیند.
شاید برای پاسخ دادن به پرسش «حال تئاتر ایران چطور است؟» کافی نباشد به آمار فروش و تعداد اجراها نگاه کنیم.
گاهی باید به سالن زیبایی رفت، روی یکی از صندلیها نشست، چراغها را خاموش کرد و دید وقتی پرده بالا میرود، چند نفر هنوز میخواهند قصهای را روی صحنه ببینند.
این گزارش، آغاز پرونده «نبض صحنه» در همبستگی ملی است.















