پایگاه خبری همبستگی ملی:خاورمیانه در روزهای اخیر بیش از هر زمان دیگری به منطقهای مستعد انفجار تبدیل شده است؛ منطقهای که در آن تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل، درگیریهای اسرائیل و حزبالله در لبنان، تحولات یمن و بحران امنیت کشتیرانی در آبراههای راهبردی، بهصورت همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند. آنچه در ظاهر مجموعهای از بحرانهای جداگانه به نظر میرسد، در عمل شبکهای بههمپیوسته از منازعات سیاسی، نظامی و اقتصادی است که هر حادثه کوچک در یکی از نقاط آن میتواند دامنه بحران را به دیگر جبههها گسترش دهد.
ایران همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند و تنگه هرمز را مهمترین اهرم راهبردی خود در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش میداند. هرچند درباره میزان کنترل عملی تهران بر این آبراه و وضعیت دقیق تردد کشتیها روایتهای متفاوتی منتشر شده است، کاهش محسوس رفتوآمد نفتکشها و گزارشهای مربوط به درگیریهای پراکنده، نشان میدهد امنیت کشتیرانی در هرمز همچنان شکننده است. مذاکرات تهران و مسقط برای ایجاد مسیر موقت کشتیرانی نیز هنوز نتوانسته به یک سازوکار پایدار و قطعی منجر شود. در چنین شرایطی، هرگونه حمله به کشتیها یا اقدام نظامی علیه تأسیسات نفتی میتواند بازار انرژی و امنیت اقتصاد جهانی را با شوک تازهای مواجه کند.
در سوی دیگر، تحولات یمن بر اهمیت بابالمندب افزوده است. پیشروی نیروهای حوثی در سواحل دریای سرخ و مناطق پیرامون بندر المخا، موقعیت آنان را در نزدیکی یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان تقویت کرده است. عربستان و متحدانش با حملات هوایی و فشار نظامی تلاش میکنند مانع تثبیت این موقعیت شوند، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که برتری هوایی الزاماً به پیروزی سیاسی و زمینی منجر نمیشود. حوثیها اکنون نهتنها یک نیروی داخلی یمن، بلکه بازیگری مؤثر در معادلات امنیت دریای سرخ و خلیج فارس محسوب میشوند.
در جبهه شمالی نیز اسرائیل عملیات خود علیه حزبالله را تشدید کرده است. تخریب گسترده تونلها، روستاها و زیرساختهای جنوب لبنان، در حالی ادامه دارد که اسرائیل خواهان ایجاد منطقهای حائل و خلع سلاح حزبالله است. این رویکرد، خطر فروپاشی هرگونه چارچوب آتشبس را افزایش میدهد و میتواند لبنان را بار دیگر به صحنه جنگی ویرانگر تبدیل کند.
همزمان، قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و احتمال بررسی موضوع ایران در شورای امنیت، فشار دیپلماتیک بر تهران را افزایش داده است. حتی اگر وتوی روسیه و چین مانع تصمیمهای الزامآور شود، امنیتیشدن پرونده هستهای فضای مانور دیپلماتیک را محدودتر خواهد کرد. ادعای واشنگتن نیز درباره پایان جنگ پس از انتخابات میان دورهای بخشی از مدیریت افکار عمومی تلقی می شود.
پیامد این بحران در داخل ایران نیز آشکار است. افزایش نرخ ارز، جهش قیمت طلا و تشدید انتظارات تورمی، فشار جنگ را مستقیماً به زندگی مردم منتقل کرده است. ادامه این روند، بدون گشایش دیپلماتیک و کنترل تنشهای منطقهای، نهتنها اقتصاد، بلکه سرمایه اجتماعی و توان تابآوری کشور را نیز فرسوده خواهد کرد. خاورمیانه اکنون بیش از هر چیز به راهی برای خروج از چرخه انتقام و محاسبه غلط نیاز دارد؛ زیرا یک خطای محدود میتواند آتش جنگی تمامعیار را شعلهور کند.
به قلم سردبیر:
اکبرحیدری:هیزمهای تازه برای آتش خاورمیانه
آنچه در ظاهر مجموعهای از بحرانهای جداگانه به نظر میرسد، در عمل شبکهای بههمپیوسته از منازعات سیاسی، نظامی و اقتصادی است که هر حادثه کوچک در یکی از نقاط آن میتواند دامنه بحران را به دیگر جبههها گسترش دهد
لینک کوتاه : https://hambastegimelli.ir/?p=94681
- نویسنده : اکبرحیدری
- ارسال توسط : Edit0r.1
- منبع : اختصاصی















