• امروز : چهارشنبه, ۱ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 23 September - 2026
کل 24989 امروز 26
نفیسه عبدالهی

پایان فرصت طلایی واشنگتن در تهران؛ هرمز در گرو عمل به شروط ایران

  • کد خبر : 95340
  • ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۷:۰۱
پایان فرصت طلایی واشنگتن در تهران؛ هرمز در گرو عمل به شروط ایران

اگر فرصت طلایی را به معنای دوره‌ای بدانیم که آمریکا می‌توانست با تکیه بر تفاهم اسلام‌آباد، مسیر توافق نهایی را تثبیت کند، از منظر مواضع فعلی تهران آن دوره پایان یافته است.

اگر فرصت طلایی را به معنای دوره‌ای بدانیم که آمریکا می‌توانست با تکیه بر تفاهم اسلام‌آباد، مسیر توافق نهایی را تثبیت کند، از منظر مواضع فعلی تهران آن دوره پایان یافته است.

به گزارش پایگاه خبری همبستگی ملی :  نفیسه عبدالهی: تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که معادله مذاکره میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای متفاوت شده است؛ مرحله‌ای که در آن، تهران دیگر حاضر نیست مذاکره را به‌عنوان یک مسیر باز و بدون پیش‌شرط دنبال کند و در مقابل، هرگونه بازگشت به میز گفت‌وگو را به تغییر رفتار واشنگتن و اجرای تعهداتی که پیش‌تر درباره آنها تفاهم شده بود، گره زده است.

اگر در ماه‌های گذشته، آمریکا فرصت داشت از مسیر دیپلماسی برای تثبیت یک چارچوب سیاسی استفاده کند، اکنون از نگاه مقام‌های ایرانی آن فرصت از دست رفته است. «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» مهم‌ترین نقطه این تغییر محسوب می‌شود؛ تفاهمی که قرار بود در یک بازه ۶۰ روزه زمینه دستیابی به توافق نهایی را فراهم کند و برای موضوعاتی از جمله پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها و سازوکار نظارت و حل اختلاف، مسیر گفت‌وگو ایجاد کند.

اما این روند دوام نیاورد. دونالد ترامپ در ماه ژوئیه پایان تفاهم را اعلام کرد و ایران نیز پس از آن مشارکت خود در این چارچوب را متوقف کرد. به این ترتیب، آنچه قرار بود «پل» میان آتش‌بس و توافق نهایی باشد، عملاً به یکی از محورهای اختلاف تبدیل شد.

تفاهمنامه اسلام‌آباد؛ چارچوبی که دوام نیاورد

اهمیت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای ایران صرفاً در توقف درگیری‌ها خلاصه نمی‌شد. بر اساس متن منتشرشده از این تفاهم، آمریکا متعهد به توقف اقدامات نظامی، احترام به حاکمیت ایران، حرکت به سمت رفع تحریم‌ها و فراهم کردن زمینه یک برنامه اقتصادی گسترده برای ایران شده بود. در مقابل، ایران نیز وارد فرآیندی برای گفت‌وگو درباره ترتیبات آینده تنگه هرمز با عمان و کشورهای ساحلی شده بود.

از این منظر، تهران تفاهمنامه اسلام‌آباد را یک «فرصت برای آزمودن دیپلماسی» می‌دانست؛ فرصتی که در صورت اجرای تعهدات می‌توانست به یک توافق پایدارتر منجر شود. اما اکنون آمریکا نتوانست یا نخواست این فرصت را به یک روند پایدار تبدیل کند.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اخیرا در واکنش به مواضع آمریکا درباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد تأکید کرد که تهران تحولات را بر اساس منافع خود ارزیابی می‌کند و تصمیمات نهایی را مراجع ذی‌صلاح خواهند گرفت؛ از نگاه ایران، آمریکایی‌ها نباید «مذاکره» را با دیکته کردن شرایط اشتباه بگیرند.

پایان مذاکره بدون تغییر رفتار آمریکا

برآیند مواضع مقام‌های ایرانی در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که تهران اصل دیپلماسی را کنار نگذاشته، اما مدل مذاکره پیشین را نیز قابل تکرار نمی‌داند.

بقائی پیش‌تر به صراحت اعلام کرده بود که هیچ مذاکره‌ای میان ایران و آمریکا در جریان نیست و گفت‌وگوهای ایران با عمان صرفاً بر ایجاد سازوکاری برای تردد ایمن کشتی‌ها در تنگه هرمز متمرکز است.

در تازه‌ترین تحول نیز محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرده است که شروط تهران برای ازسرگیری مذاکرات از طریق قطر به واشنگتن منتقل شده و ایران منتظر پاسخ رئیس‌جمهور آمریکا است. در میان شروط اعلام‌شده، پایان جنگ در همه جبهه‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پایان محاصره دریایی قرار دارد.

بنابراین، تصویر دقیق‌تر از سیاست کنونی تهران این نیست که «ایران برای همیشه مذاکره را رد کرده است»؛ بلکه این است که ایران مذاکره را از یک گزینه بدون قید و شرط به یک امتیاز مشروط تبدیل کرده است. به بیان دیگر، در محاسبات تهران، ابتدا باید بخشی از مطالبات ایران محقق شود و سپس درباره شکل و محتوای مذاکره تصمیم‌گیری شود.

این تغییر رویکرد به‌ویژه در پرونده هسته‌ای اهمیت دارد. مذاکرات هسته‌ای دیگر نمی‌تواند جدا از مسئله امنیت، تحریم، جنگ و تضمین‌های اجرایی مورد ارزیابی تهران قرار گیرد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز اساساً قرار بود برای مجموعه‌ای از این موضوعات یک چارچوب سیاسی ایجاد کند؛ چارچوبی که با فروپاشی آن، بازگشت ساده به نقطه قبل از توافق عملاً دشوارتر شده است.

تنگه هرمز؛ از موضوع مذاکره به اهرم اجرای تعهدات

در این میان، تنگه هرمز به مهم‌ترین نقطه اتصال میان دیپلماسی و فشار سیاسی تبدیل شده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پیش‌تر اعلام کرده بود که گفت‌وگو با عمان درباره سازوکار حقوقی و مدیریت تردد در تنگه هرمز ادامه دارد، اما باز شدن تنگه به شرایطی از جمله جبران موارد نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی آمریکا وابسته است.

این موضع در مردادماه با اظهارات محمدباقر قالیباف نیز صریح‌تر شد. قالیباف شروطی از جمله رفع محاصره بنادر ایران، رفع تحریم‌های نفتی، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و توقف تهدیدها و عملیات نظامی علیه ایران را از جمله مطالبات تهران برای بازگشایی تنگه اعلام کرده بود.

محسن رضایی نیز در اظهارات بعدی، پایان جنگ در همه جبهه ها، رفع محاصره و رفع محدودیت‌های اقتصادی را در زمره شروط ایران برای تغییر وضعیت قرار داده است. هم‌زمان، ایران و عمان در حال کار بر روی سازوکاری برای عبور ایمن کشتی‌ها از تنگه هستند.

در نتیجه، از منظر تهران، مسئله هرمز صرفاً یک موضوع کشتیرانی نیست؛ بلکه به بخشی از معادله اجرای تعهدات آمریکا تبدیل شده است. هرچه واشنگتن بیشتر بر بازگشایی بدون قیدوشرط تنگه تأکید کند، فاصله دو طرف با چارچوب مدنظر تهران بیشتر می‌شود؛ زیرا ایران بازگشایی را به مجموعه‌ای از اقدامات متقابل گره زده است.

پایان یک پنجره دیپلماتیک؛ شروط جدید تهران

اگر از منظر رفتار مذاکره‌ای تهران به تحولات نگاه کنیم، پایان یک پنجره دیپلماتیک را می‌توان به دوره‌ای نسبت داد که امکان تبدیل تفاهم موقت اسلام‌آباد به یک توافق پایدار وجود داشت. آن پنجره زمانی، بنا بود حداکثر در یک بازه ۶۰ روزه به مذاکرات فنی و توافق نهایی منجر شود. اکنون آن بازه سپری شده و حتی میانجی‌های منطقه‌ای برای بازگرداندن دو طرف به چارچوب پیشین تلاش می‌کنند.

اما مسئله اصلی اینجاست که تهران دیگر صرفاً به «وعده مذاکره» پاسخ نمی‌دهد. آنچه اکنون از سوی مقام‌های ایرانی مطرح می‌شود، مجموعه‌ای از اقدامات قابل سنجش و قابل راستی‌آزمایی است؛ از رفع محاصره و آزادسازی منابع مالی گرفته تا توقف اقدامات نظامی و تغییر وضعیت تحریم‌ها. به همین دلیل، حتی اگر در آینده تماس یا مذاکره‌ای میان دو طرف شکل بگیرد، بعید است ساختار آن مشابه مذاکرات پیش از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد باشد.

تحولات جاری یک پیام روشن برای واشنگتن دارد، از نگاه تهران، فرصت آزمودن یک توافق موقت از بین رفته و بازگشت به همان نقطه نیازمند اقدام متقابل است.

در واقع، مسئله امروز دیگر صرفاً این نیست که «آیا ایران حاضر به مذاکره است یا نه؟»؛ پرسش اصلی این است که آمریکا برای بازگرداندن تهران به میز مذاکره حاضر است چه اقداماتی انجام دهد و آیا این اقدامات از نگاه ایران کافی خواهد بود یا خیر.

از سوی دیگر، ادامه محدودیت در تردد از تنگه هرمز، موضوع را از سطح روابط دوجانبه فراتر برده و به یک مسئله اقتصادی و امنیتی بین‌المللی تبدیل کرده است. داده‌های اخیر نشان می‌دهد حجم عبور کشتی‌ها از هرمز به‌شدت پایین‌تر از سطح معمول قرار گرفته است؛ موضوعی که حساسیت بازار انرژی و تلاش‌های دیپلماتیک برای بازگشایی مسیر را افزایش داده است.

بنابراین، اگر فرصت طلایی را به معنای دوره‌ای بدانیم که آمریکا می‌توانست با تکیه بر تفاهم اسلام‌آباد، مسیر توافق نهایی را تثبیت کند، از منظر مواضع فعلی تهران آن دوره پایان یافته است. اکنون توپ در زمین مذاکره به معنای سنتی آن نیست؛ بلکه در زمین اجرای تعهدات، ایجاد تضمین و تغییر محاسبات قرار دارد.

تنگه هرمز نیز در این میان به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش این تغییر تبدیل شده است؛ تهران می‌گوید بازگشایی آن تابع تحقق شروط ایران است و واشنگتن نیز برای بازگشت کشتیرانی آزاد تحت فشار اقتصادی و امنیتی فزاینده قرار دارد. از این منظر، مسیر بازگشت به مذاکره نه از یک دعوت دیپلماتیک، بلکه از اقدام متقابل و قابل راستی‌آزمایی عبور می‌کند.

اگر در گذشته سؤال اصلی این بود که آیا دو طرف می‌توانند بر سر یک چارچوب مذاکره به توافق برسند، اکنون سؤال مهم‌تر این است که چه اقداماتی می‌تواند شرایط لازم برای بازگشت آن چارچوب را ایجاد کند. در این میان، تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و وضعیت تنگه هرمز دو متغیر مهمی هستند که می‌توانند بر شکل و محتوای هرگونه مسیر دیپلماتیک جدید میان تهران و واشنگتن اثر بگذارند.

لینک کوتاه : https://hambastegimelli.ir/?p=95340

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ساماندهی
logo-samandehi