پایگاه خبری همبستگی ملی
در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا، یکی از عوامل کمتر دیدهشده اما بسیار تعیینکننده در میزان مشارکت مردمی، وضعیت اینترنت و شبکههای اجتماعی است. تجربههای گذشته بهروشنی نشان میدهد که قطعی یا تضعیف اینترنت، نهتنها کمکی به مدیریت فضای سیاسی نمیکند، بلکه مستقیماً به کاهش مشارکت عمومی منجر میشود. در دورههایی که حتی با وجود محدودیتها، شبکههایی مانند تلگرام و اینستاگرام در دسترس بودهاند، این فضاها به بستری فعال برای شکلگیری صدها گروه، کانال و صفحه انتخاباتی تبدیل شدهاند. بهویژه در انتخابات شوراها، که ارتباط محلی و معرفی چهرهبهچهره اهمیت بالایی دارد، فضای مجازی نقش مهمی در ایجاد شور انتخاباتی و ترغیب شهروندان به حضور پای صندوقهای رأی ایفا کرده است. تضعیف اینترنت اما معمولاً نتیجهای معکوس دارد؛ کاهش تحرک انتخاباتی، افت مشارکت و در نهایت، باقی ماندن ترکیبهایی کمتحرک در شوراهای اسلامی شهر. در چنین شرایطی، مشارکت حداقلی میتواند به سود کسانی تمام شود که مدتهاست در ساختارهای محلی حضور دارند و کاهش رقابت، عملاً به نفع آنان رقم میخورد. تجربه روزهای ناآرامی و اغتشاشات نیز نشان داد که بستن کامل درگاههای ارتباطی، تصمیمی کارآمد نبود. محدود شدن دسترسیها به چند خبرگزاری خاص و اتکای صرف به رسانههایی مانند فارس و مهر، یا سوق دادن افکار عمومی به پیامرسانهای داخلی همچون ایتا، سروشپلاس، روبیکا و بله، نتوانست خلأ ارتباطی جامعه را جبران کند؛ پیامرسانهایی که در بسیاری از مواقع حتی امکان دانلود ساده محتوا نیز در آنها فراهم نبود. این در حالی است که بسیاری از رسانههای رسمی و محلی کشور، مجوزهای قانونی خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای ذیربط دریافت کردهاند و حذف یا نادیده گرفتن آنها، راهحل مدیریت افکار عمومی نیست. مسیر درست، نه محدودسازی، بلکه اعتماد به رسانهها و تقویت جریان اطلاعرسانی حرفهای و مسئولانه است. نکته قابل تأمل آنکه در همان ایام، حتی خبرگزاریهای رسمی نیز به دلیل قطعی اینترنت و اختلال گسترده در پیامک تلفن همراه، با مشکلات جدی ارتباطی با خبرنگاران خود در مراکز استانها مواجه شدند؛ تا جایی که در بسیاری از مواقع، امکان ارسال سادهترین پیامکها نیز وجود نداشت. این وضعیت، خود به تضعیف چرخه اطلاعرسانی رسمی و افزایش شایعات دامن زد. در کنار همه این مسائل، انتظار میرود هیأتهای اجرایی و نظارتی انتخابات با نگاهی فراجناحی عمل کنند و از رد صلاحیت افراد صرفاً به دلیل گرایشهای سیاسی، بهویژه اصلاحطلب بودن، پرهیز شود. مشارکت حداکثری بدون حضور همه سلایق سیاسی ممکن نیست و حذف سیاسی، اعتماد عمومی را بهشدت تضعیف میکند. در نهایت باید پذیرفت که انتخابات پرشور، با بستن اینترنت و محدود کردن رسانهها شکل نمیگیرد؛ بلکه نتیجه رقابت واقعی، دسترسی آزاد به ابزارهای ارتباطی و احترام به تنوع دیدگاههاست. اعتماد به رسانهها و تقویت جریان اطلاعرسانی، مهمترین سرمایه برای حفظ مشارکت و سرمایه اجتماعی کشور است.















