پایگاه خبری همبستگی ملی
سفر دونالد ترامپ به چین در شرایطی انجام شد که رقابت اقتصادی و فناوری میان واشنگتن و پکن وارد مرحلهای تعیینکننده شده است.
همراهی حدود ۳۰ شرکت بزرگ نوآوری و فناوری با ارزشی نزدیک به ۲۰ تریلیون دلار، نشان داد که این سفر صرفاً سیاسی نیست و ابعاد عمیق اقتصادی دارد.
شبکه نوآوران ملل این سفر را نقطه عطفی در بازتعریف موازنه قدرت اقتصادی جهان ارزیابی میکند.
حضور غولهای فناوری آمریکایی در این هیئت، پیام آشکاری برای بازارهای جهانی داشت.
آمریکا تلاش میکند ضمن مهار چین، سهم خود را از بازار عظیم شرق آسیا حفظ کند.
چین نیز به دنبال جذب سرمایه، فناوری و کاهش فشارهای ناشی از جنگ تجاری است.
در سالهای اخیر رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمهرساناها، انرژی پاک و زنجیره تأمین شدت گرفته است.
به همین دلیل این سفر بیش از آنکه دیپلماتیک باشد، اقتصادی و تکنولوژیک تلقی میشود.
شرکتهای حاضر در این هیئت عمدتاً در حوزههای هوش مصنوعی، تراشه، خودروهای برقی، رایانش ابری و اقتصاد دیجیتال فعال هستند.
آمریکا به خوبی میداند که قطع کامل ارتباط اقتصادی با چین امکانپذیر نیست.
چین نیز به بازار مصرف و فناوری غرب نیاز دارد.
بنابراین دو قدرت بزرگ جهان به سمت نوعی «رقابت همراه با همکاری محدود» حرکت میکنند.
هدف نخست این سفر، مدیریت تنشهای اقتصادی و جلوگیری از تشدید بحران تجاری بود.
هدف دوم، تضمین امنیت زنجیره تأمین جهانی به ویژه در صنایع پیشرفته محسوب میشود.
هدف سوم، جلوگیری از سقوط بازارهای مالی بینالمللی در سایه تنشهای ژئوپلیتیکی است.
ترامپ تلاش دارد خود را معمار توافقی جدید میان سرمایه آمریکایی و تولید چینی معرفی کند.
از نگاه والاستریت، چین همچنان بزرگترین فرصت رشد اقتصادی جهان است.
بسیاری از شرکتهای آمریکایی بدون بازار چین با کاهش سودآوری مواجه خواهند شد.
در مقابل، پکن نیز به سرمایهگذاری خارجی و دسترسی به فناوریهای پیشرفته نیازمند است.
یکی از دستاوردهای احتمالی این سفر، کاهش محدود تعرفههای تجاری خواهد بود.
همچنین امکان دارد توافقهایی در زمینه سرمایهگذاری مشترک در فناوریهای نو شکل گیرد.
بازار جهانی نیمهرساناها میتواند از مهمترین حوزههای همکاری آینده باشد.
احتمال دارد مذاکراتی درباره محدودیت صادرات فناوری نیز انجام شده باشد.
آمریکا در پی آن است که برتری تکنولوژیک خود را حفظ کند.
چین نیز تلاش میکند وابستگی خود به فناوری غرب را کاهش دهد.
این تقابل، آینده اقتصاد دیجیتال جهان را تعیین خواهد کرد.
از سوی دیگر بازار انرژی پاک و خودروهای برقی نیز در مرکز مذاکرات قرار دارد.
چین اکنون بزرگترین تولیدکننده خودرو برقی جهان است.
شرکتهای آمریکایی مایلاند سهم بیشتری از این بازار داشته باشند.
همکاری احتمالی دو کشور میتواند قیمت جهانی فناوری را کاهش دهد.
بازارهای بورس جهان نیز به این سفر واکنش مثبت نشان دادهاند.
سرمایهگذاران جهانی هرگونه کاهش تنش میان پکن و واشنگتن را نشانه ثبات میدانند.
اما در سوی مقابل، برخی کشورها بازندگان اصلی این نزدیکی اقتصادی خواهند بود.
کشورهایی که از جنگ تجاری آمریکا و چین سود بردهاند، ممکن است موقعیت خود را از دست بدهند.
ویتنام، هند و مکزیک طی سالهای اخیر بخشی از سرمایههای خارجشده از چین را جذب کردهاند.
اگر روابط اقتصادی واشنگتن و پکن بهبود یابد، بخشی از این سرمایهها دوباره به چین بازمیگردد.
اتحادیه اروپا نیز ممکن است در رقابت فناوری میان دو قدرت تحت فشار قرار گیرد.
زیرا شرکتهای اروپایی توان رقابت همزمان با غولهای آمریکایی و چینی را ندارند.
اقتصادهای وابسته به صادرات مواد خام نیز ممکن است دچار نوسانات شدید شوند.
در خاورمیانه، کشورهایی که بر صادرات سنتی انرژی تکیه دارند با چالش تازه مواجه خواهند شد.
زیرا همکاری آمریکا و چین در انرژیهای پاک میتواند وابستگی به نفت را کاهش دهد.
همچنین برخی اقتصادهای کوچک آسیایی ممکن است از زنجیره تأمین جهانی حذف شوند.
در بعد ژئوپلیتیک، این سفر نشانه حرکت جهان به سمت نظم اقتصادی چندقطبی است.
دورانی که تنها یک قدرت بر اقتصاد جهانی حاکم باشد، رو به پایان است.
اکنون سرمایه، فناوری و داده به مهمترین ابزار قدرت کشورها تبدیل شدهاند.
سفر ترامپ به چین را باید تلاشی برای بازتعریف قواعد رقابت در عصر هوش مصنوعی دانست.
اگر توافقهای اقتصادی پایدار شکل گیرد، جهان وارد مرحله تازهای از همکاری و رقابت همزمان خواهد شد.
اما اگر اختلافات دوباره تشدید شود، اقتصاد جهانی با موج جدیدی از بحران و بیثباتی روبهرو میشود.















