پایگاه خبری همبستگی ملی
در روزهایی که دولت از اجرای «کالابرگ یکمیلیونی» بهعنوان یکی از ابزارهای حمایت معیشتی از خانوارها سخن میگوید، افزایش همزمان قیمت کالاهای اساسی باعث شده اثر روانی و واقعی این حمایت بهشدت کاهش یابد. کالابرگ در ظاهر قرار است بخشی از فشار هزینههای زندگی را جبران کند، اما وقتی قیمت برنج، روغن، لبنیات، گوشت، مرغ و سایر اقلام ضروری با سرعت بالا میرود، ارزش این حمایت پیش از آنکه به سفره خانوار برسد، در بازار تورمی آب میشود.
مسئله اصلی در این میان، فاصله میان «عدد حمایتی» و «قدرت خرید واقعی» است. ممکن است روی کاغذ، پرداخت یا اعتبار یکمیلیونی رقم قابل توجهی به نظر برسد، اما معیار اصلی برای مردم این نیست که چه عددی اعلام شده، بلکه این است که با آن عدد چه مقدار کالا میتوان خرید. اگر خانواری با کالابرگ بتواند امروز بخشی از نیازهای ماهانه خود را تأمین کند، اما چند روز یا چند هفته بعد همان اقلام با قیمت بالاتری عرضه شوند، حمایت مزبور عملاً کارکرد خود را از دست میدهد.
از منظر اقتصادی، سیاستهای حمایتی زمانی مؤثرند که با کنترل تورم، نظارت بر بازار و ثبات نسبی قیمتها همراه باشند. کالابرگ اگر در بازاری آرام اجرا شود، میتواند به هدفمند شدن حمایتها کمک کند و مانع از حذف برخی کالاهای اساسی از سبد مصرفی خانوار شود. اما در شرایطی که قیمتها بهصورت پیدرپی افزایش مییابند، این ابزار بیشتر شبیه مُسکنی کوتاهمدت عمل میکند؛ مُسکنی که درد را برای مدتی کوتاه کاهش میدهد، اما علت اصلی بیماری را درمان نمیکند.
نکته مهمتر، اثر این وضعیت بر اعتماد عمومی است. مردم سیاستهای معیشتی را نه از طریق گزارشهای رسمی، بلکه از مسیر تجربه روزمره خود قضاوت میکنند؛ از قیمت قفسه فروشگاهها، فاکتور خرید، هزینه صبحانه، برنج مصرفی خانواده و توان خرید لبنیات برای کودکان. وقتی شهروندان احساس کنند حمایتی که به نام آنان اعلام شده، همزمان با گرانیهای تازه از جیبشان پس گرفته میشود، اعتماد آنان به کارآمدی سیاستها کاهش مییابد. این احساس، حتی اگر از نگاه برخی تحلیلگران دقیق یا کامل نباشد، در فضای اجتماعی یک واقعیت اثرگذار است.
از سوی دیگر، تبلیغ گسترده درباره میزان حمایت، اگر با اثر ملموس همراه نباشد، نتیجه معکوس خواهد داشت. هرچه انتظارات مردم بیشتر بالا برود، ناامیدی ناشی از ناکارآمدی سیاست نیز شدیدتر خواهد بود. کالابرگ زمانی میتواند به ابزار مؤثر تبدیل شود که دولت همزمان چند اقدام مکمل را دنبال کند: مهار نوسان قیمت کالاهای اساسی، شفافسازی درباره منابع و دامنه حمایت، نظارت جدی بر زنجیره توزیع، جلوگیری از افزایشهای ناگهانی قیمت و بهروزرسانی مداوم اعتبار کالابرگ متناسب با تورم واقعی.
در نهایت، مسئله کالابرگ فقط یک موضوع مالی نیست؛ مسئلهای مرتبط با کرامت معیشتی، امنیت روانی خانوار و اعتماد اجتماعی است. اگر حمایت معیشتی نتواند اثر روشن و پایدار بر سفره مردم بگذارد، حتی با ارقام بزرگ نیز به سیاستی کماثر تبدیل میشود. در شرایط تورمی، مردم به وعدههای عددی کمتر توجه میکنند و نتیجه عملی را میبینند. بنابراین موفقیت کالابرگ نه در رقم اعلامشده، بلکه در میزان کالاهایی است که واقعاً به سبد مصرفی خانوار بازمیگرداند.















